شد به او گفت ( قلنا ) اى آدم تو و همسرت بهشت را محل سكونت و منزل قرار دهيد و در آنجا بمانيد .
اين امر الهى بآدم در بارهء سكونت بهشت بعقيدهء بعضى تعبّدى و براى بيان واجب و بعقيدهء ديگران براى بيان اباحه و جائز بودن و غير تعبّدى بوده است زيرا در آن مشقت و ناراحتى نبود كه تكليف بدان ، تعبّدى باشد .
و همين طور امر به اينكه بخوريد ( كُلا ) مسلماً براى اباحه است ولى نهى از نزديك شدن به آن درخت ( لا تقرباً ) بى شك تعبدى و براى بيان حرمت آنست .
اين بهشت كدام است ؟
در اينكه بهشت آدم كجا و چگونه بوده است اقوالى بيان شده است از اينقرار :
1 - ابو هاشم ميگويد : اين بهشت باغى از باغهاى آسمان بوده و غير از بهشت جاودان زيرا آن بهشت موعود جاودانى و ابدى است و نيز تكليفى در آن وجود ندارد .
2 - ابو مسلم ميگويد اين بهشت يكى از باغهاى دنيا و روى زمين بوده است و جملهء :
« اهْبِطُوا مِنْها »
( از آن پائين بيائيد ) دلالت بر اين ندارد كه اين بهشت در آسمان بوده است زيرا همانطور كه در آيه كريمه فرموده :
« اهْبِطُوا مِصْراً »
( به شهر فرود آئيد ) و مسلماً از آسمان فرود نيامدند .
آنان كه معتقدند كه اين بهشت جاودانى نبوده استدلال ميكنند به اينكه شيطان به آدم گفت
« هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ »
« 1 » ( مىخواهى تو را بدرختى كه در اثر خوردن ميوه آن جاودانى خواهى شد راهنمايى و دلالت كنم ) و بديهى است كه اگر اين بهشت ابدى بود آدم آن را ميدانست و نياز بدلالت شيطان نداشت .
ولى بيشتر مفسّران و حسن بصرى و عمرو بن عبيد و و اصل بن عطا و بسيارى از معتزله چون جبائى و رمّانى و ابن اخشيد معتقدند كه اين همان بهشت جاويد بوده است زيرا از نظر ادبى « الف و لام » « الخلد » براى تعريف است و اين كلمه مانند اسم خاصّى براى آن بهشت شده است .
هامش
( 1 ) آيه 120 از سوره طه ( 20 )