چون فرمانروايى به وليد « 1 » و پس از آن به هشام بن عبد الملك « 2 » رسيد . از زمين بطايح ماليات بسيارى گرفته شد . و تا اين زمان نيز از آنها ماليات گرفته مىشود . و آن زمينها به جوامد « 3 » منسوب شده است . و به كسكر رودى است كه به آن جنب « 4 » گفته مىشود . و راه پست تاميسان و دستميسان و اهواز در سمت قبلهء آن است . چون بطايح وسيع گرديد ، سمت راه بريد ، پر درخت و نيزار شد و به بريد « 5 » موسوم گرديد . و سمت ديگر آن به زبان نبطى اغما ربتى « 6 » ناميده شد ، كه معناى آن به زبان عربى جنگلها و نيزارهاى بزرگ است . و گفتهاند كه آثار چاهها و نهرهاى آن آشكار است .
و تا اين زمان از بطايح خراج دريافت مىشود .
علت ايجاد دو رود سيب « 7 » كه در روزگار پارسيان نبوده ، و وجودشان هم در آن دوران محرز نيست . چون بندهايى كه در روزگار حجاج « 8 » بر اثر طغيان آبها شكافته و بزرگ شده بود ، حجاج خبر آن را به وليد نوشت و مخارج بستن آنها را سه هزار هزار درهم ( 000 ، 000 ، 3 درهم ) بر آورد كرد .
هامش
( 1 ) ر ك به يعقوبى ، ج 2 ، از ص 236 تا ص 260 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، از ص 161 تا ص 175 ؛ التنبيه و الاشراف ، صص 274 - 275 .
( 2 ) ر ك به يعقوبى ، ج 2 ، از ص 283 تا ص 304 ؛ مروج الذهب ج 2 ، از ص 207 تا ص 214 ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 279 .
( 3 ) جوامد زمين باير ( موات ) .
( 4 )Djanb( 5 )Baryd( 6 )Aghma rabta( 7 )Syb( 8 ) ر ك به يعقوبى ، ج 2 ، صص 221 - 222 - 223 - 224 - 225 تا ص 247 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، صص 16 - 102 - 509 - 777 ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 271 - 272 .