تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبذ من كتاب الخراج وصنعة الكتابة ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
پسرش انوشروان حكومت يافت ( به سلطنت رسيد ) فرمان داد كه آب را از زمينها با فشار بيرون رانند . تا آنكه دوباره قسمتى از آن زمينها آباد گشت . چون سال ششم هجرى شد ، همان سالى كه پيامبر ( ص ) عبد اللّه بن حذافة سهمى « 1 » را به نزد خسرو پرويز فرستاد ، رود فرات طغيان بزرگى كرد و دجله نيز همچنين ، بقسمى كه نظير آن تا آن روز ديده نشده بود . و طغيانهاى بزرگ ، بندها را شكافت . پرويز كوشش كرد تا بندها را ببندد ، و چهل بند در يك روز بسته شد ، و مال فراوانى صرف كرد . بر آن ( بندها ) پلاسها و نطحهاى چرمين ( قطعات چرم ) انداخته شد ، امّا قادر به جلوگيرى [ از طغيان ] آب نشدند . چون مسلمانان به عراق وارد شدند و پارسيان به جنگ مشغول گرديدند ، آن بندها شكاف برداشت و متوجه آن نشدند ، و كشاورزان نيز از بستن آنها عاجز ماندند . پس آبشان بيشتر گرديد و بطيحه وسيع‌تر و بزرگ شد . هنگامى معاوية بن ابى سفيان « 2 » والى گرديد ، عبد اللّه بن درّاج « 3 » غلامش را عهده‌دار ماليات عراق كرد و او براى معاويه از زمين بطايح خراج گرفت كه ارزش غلات آن به پنج هزار هزار درهم ( 000 ، 000 ، 5 درهم ) رسيد . و حسّان نبطى « 4 » غلام بنى ضبّه ، مالك آبگير حسّان در بصره و قناة حسّان در بطايح و ده حسّان در واسط . . . . . . ؟
هامش
( 1 ) ر ك به تاريخ يعقوبى ، ترجمه ، ج 1 ، ص 442 ؛ مغازى ، واقدى ( ترجمه ) ج 2 ، ص 458 ؛ ج 3 ؛ صص 749 - 847 ؛ التنبيه و الاشراف ، « مسعودى » ص 225 ؛ سيرت رسول اللّه ، ج 2 ، ص 1064 . ( 2 ) يعقوبى ، جلد 2 ، از ص 143 تا 176 . مسعودى ، مروج ، ج 2 ، از ص 7 تا 53 . التنبيه و الاشراف ، ص 261 - 262 . ( 3 ) ر ك به يعقوبى ، ج 2 ، ص 145 . ( 4 ) ر ك به يعقوبى ، ج 2 ، صص 276 - 294 .