مشورت كرد ، مقدارى از آن را به همراه برد . گفتهاند كه اسكندر از آن سنگ ، كاخ بلندى را كه ذكرش گذشت بنا كرد . ارسطو به اسكندر دستور داد كه هر كس از افرادش را مىخواهد بفرستد و با هر يك از آنها بردهء سربرهنه و بىنقابى را نيز همراه كند . هر يك از افرادش كمك كار هر يك از بردگان سر برهنه باشند . هرگاه فرد سر برهنه به اين سنگ نگاه كرد و مبهوت شد ، فرد نقابدار پارچهاى را بر روى آن سنگ مىانداخت ، چون برده سنگ را نمىديد ، بىدرنگ به هوش مىآمد . بدين ترتيب آنجامه ( پارچهاى ) را كه روى سنگ انداخته بودند ، مىگرفتند و به وسيلهء آن سنگها را درون جعبههايى كه از قبل براى اين كار آماده شده بود ، قرار مىدادند و سپس در آن را مىبستند تا پيدا نباشد ، تا اينكه مقدار زيادى از اين سنگ جمعآورى شد و اسكندر با آن كاخ بلندى را كه سابقا ذكرش گذشت بنا كرد .
كوههاى توتا « 1 »
324 - در اين ناحيه كوههايى قرار دارد به نام توتا - كه ذكرش گذشت - و مردم نوبه از آن طلا جمعآورى مىكنند . اين كوهها آنچنان بلند و مرتفعند كه سر به ابرها مىسايند ، ولى با اين وجود از يكديگر جدا هستند ، و كسى قادر نيست كه از آن بالا رود يا پايين بيايد . هرگاه ماه تموز فرارسد و خورشيد در رأس السرطان قرار گيرد هواى اين ناحيه سرد مىشود . در اثر سيلابها شنها در پايين كوهها انباشته مىشوند و در اطراف خود بركههاى زيادى تشكيل مىدهند . سپس مردم نوبه با ظرفهايى يا « طشتهايى » از جنس آبنوس و پر پرندگانى كه دارند به آنجا مىآيند و آن شنها را مىشويند و به اندازهء دانههاى گندم و جو - و يا بزرگتر و كوچكتر از آن - طلا به دست مىآورند .
هامش
( 1 ) .Djibal Tuta .كوههاى طلا .