كند بيلها همراه با نقصان ماه در يك شبانه روز خالى مىشود ، مانند حالت زياد شدنشان ، و هنگامى كه بيست و نهم ماه برسد در آن دو ، آبى باقى نمىماند . اگر كسى وقتى كه آب در آن دو بيل نيمه پر است سعى كند كه آن دو را از آب پر كند ، آن دو بيل همهء آب را مىبلعد ، بهطورىكه آبى در آن دو به همان ميزانى كه اوّل داشته باقى نمىماند ، بنابراين ( به نظر مىرسد ) آبى داخل آن ( دو بيل ) نشده و از آنها آبى خارج نشده است و نيز هرگاه كسى سعى كند آب آن ( دو بيل ) را هنگامى كه از آب پر است خالى كند ، بهطورىكه آبى در آنها نماند ولى ، ( اندكى ) بعد آب در آنها پر مىشود و اين از شگفتترين عجايب است . اگر آن بتى كه در جزيرهء أرين است شگفت باشد ، از آن شگفتانگيزتر آن است كه آنجا نقطهء اعتدال و گنبد آسمان است و محلى است كه شب و روز آن يكسان است و اين از آن ( بت ) شگفتتر است .
اين دو بيل در يك خانه بود ، چون خبر آن دو به پادشاه طليطله أدفونس « 1 » رسيد خواست در مورد حركات آن دو كاوش كند . پس دستور داد تا يكى از آن دو را كندند براى اينكه ببيند از كجا به آنها آب مىرسد و چگونه حركت مىكنند . آنگاه وقتى كه آن را كندند حركت آن ديگرى متوقف شد . كندن و خرابى آن دو بيل [ پ
r
41 ] در سال پانصد و بيست و هشت ( 528 / 1134 م ) رخ داد . سبب نابودى آن ( دو بيل ) حنين بن زبوهء يهودى ستارهشناس بود ( لعنه اللّه ) كه صنعتگران اندلس را به تمامى در يك روز به طليطله كشانيد . و خبر داد كه او « ادفونس » به زودى وارد قرطبه خواهد شد و صاحب آن خواهد گرديد .
آنگاه يهودى خواست كه حركات آن دو را كشف كند ، پس گفت : « من آن را مىكنم و درستش مىكنم همانگونه كه بود و حتى بهتر از آن چندانكه روز پر و شب خالى شود . پس چون آن را كند و قادر به تعمير آن نگرديد ، چون خواست از صنعت آن اطلاع حاصل كند ، در نتيجهء يكى از آن دو خراب و
هامش
( 1 ) . آلفونس .