تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
آنها ده‌تا ده‌تا وارد شدند و دور آن حضرت صلى الله عليه و آله ايستادند و حضرت اميرالمومنين عليه السلام وسط ايشان ايستاد و آيهء فوق را خواند و سپس ديگران اين آيه را تكرار كردند تا اينكه اهل مدينه و اطراف آن بر حضرت صلى الله عليه و آله صلوات فرستادند . « 1 » حلبى از امام باقر عليه السلام روايت كرده است : مردم ، ده تا ، ده تا از روز دوشنبه تا صبح روز سه‌شنبه بر آن حضرت صلى الله عليه و آله صلوات فرستادند تا اينكه نزديكان و خواص مىخواستند بر آن حضرت صلى الله عليه و آله نماز بخوانند ، براى همين على عليه السلام ابوبريدهء أسلمى را پيش اهل سقيفه فرستاد كه بيايند ، اما نيامدند . « 2 » شيخ مفيد در اين مورد نوشته است : بيشتر نزديكان در نماز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله حاضر نشدند ، زيرا مشغول مشاجره بر سر جانشينى ايشان بودند ! در اين ميان ، عادت اهل مكه اين بود كه لَحَد را در وسط قبر مىكندند و ابوعبيدهء جرّاج براى آنها قبر مىكَند . و اهل مدينه لَحَد را در گوشهء قبر مىكندند و ابو طلحه ، زيد بن سهل انصارى براى آنها قبر مىكند . عباس گفت : پروردگارا ، خودت نوع قبر را براى پيامبرت انتخاب كن . آنگاه دو نفر را به دنبال ابوعبيده و ابو طلحه فرستاد ، تا هر كدام را كه زودتر پيدا كردند ، بياورند . آنها ابو طلحة را زودتر پيدا كردند و آوردند : او قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله را حفر كرد . هنگام دفن جنازه ، أنصار كه اطراف حجره بودند ، با صداى بلند گفتند : يا على ، تو را به خدا قسم مىدهيم كه نگذار حق ما در قبال رسول خدا ضايع شود . يكى از ما را داخل قبر ببر تا توفيق به خاكسپارى رسول خدا صلى الله عليه و آله را از دست ندهيم . « 3 » على عليه السلام فرمود : أوس بن خولى داخل شود . او از بدريون و خزرجى و مردى فاضل بود . پس از آن كه او وارد حجره شد . على عليه السلام فرمود : داخل قبر شو . او وارد قبر شد . سپس على صلى الله عليه و آله جنازه را برداشت و به دست أوس خزرجى كه داخل قبر بود ، داد . پس از آنكه أوس جنازه را بر كف قبر گذاشت ، على عليه السلام فرمود : حالا خارج شو و او خارج شد . « 4 » ابن سعد در الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 303 ، از ابن حزم روايت كرده است : مغيرة بن شعبه ، انگشترش را داخل قبر پيامبر صلى الله عليه و آله انداخت تا بتواند داخل قبر شود . على عليه السلام به او فرمود : آيا انگشترت
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 450 - 451 ، حديث 35 و 38 . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 297 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 188 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 188 - 189 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 804 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى