حضرت صلى الله عليه و آله فارغ شد ، كفن سرتاسرى را از صورت آن حضرت صلى الله عليه و آله كنار زد و فرمود :
« پدر و مادرم به فدايت . پاكيزه زندگى كردى و پاكيزه از دنيا رفتى . با رحلت تو ، مقام نبوت و پيامبرى قطع شد كه با رحلت انبياى ديگر ، چنين نشده بود . آن قدر مقام و منزلت يافتى كه مخصوص به سلام و صلوات خدا گشتى و آن قدر وسعت نظر داشتى كه همهء مردم در مقابل تو مساوى گشتند . اگر تو ، مرا به صبر توصيه نكرده بودى و از شيون و زارى نهى نفرموده بودى ، اشك شيون و زارى جارى مىكرديم . پدر و مادرم به فدايت ، ما را نزد پروردگارت به ياد آور و ما را مورد عنايت ويژهء خود قرار بده . »
سپس خم شد و صورتش را بوسيد و پارچه را به روى او انداخت . « 1 »
نماز و دفن
مرحوم كلينى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : عباس پيش اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و عرض كرد : يا على ، مردم جمع شدهاند تا يكى از آنها امامت كند ( و بر جنازهء پيامبر صلى الله عليه و آله نماز بخوانند ) و او را در بقيع دفن كنند .
اميرالمؤمنين خارج شد و فرمود : اى مردم ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان حيات و مماتش مقدم بر ما است . او فرموده است : من در همان جايى كه قبض روح مىشوم ، دفن مىگردم . « 2 »
و از امام باقر عليه السلام ، از على عليه السلام روايت كرده است : از رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان صحت و سلامتىاشان شنيدم كه مىفرمايد آيهء :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً » « 3 » ؛
بر من نازل شده است تا بعد از آنكه جان به جان آفرين تسليم كردم ، بر من خوانده شود .
سپس به مردم دستور داد كه ده تا ، ده تا به حجره وارد شوند و اين آيه را بر حضرت صلى الله عليه و آله بخوانند .
هامش
( 1 ) . امالى مفيد ، ص 102 ، نهجالبلاغه ، خطبهء 235 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 451 ، حديث 37 . و ابن اسحاق در سيره ، ج 4 ، ص 314 ، آن را از ابوبكر نقل كرده است !
( 3 ) . احزاب ( 33 ) ، 56 .