تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
ابليس گفت : به خداى آسمان و زمين و به خداى اين خانه قسم كه او را ديدم كه جوانش را بر زمين خوابانده و چاقو را به دستش گرفته بود . مادر اسماعيل گفت : چرا مىخواست اين كار را بكند ؟ ابليس گفت : او گمان كرده بود كه خداوند دستورى به او داده است و در قلب خودش به يقين رسيده بود كه خداوند در مورد فرزندش چنين دستورى را صادر كرده است . مادر گفت : در اين صورت مىبايست كه از دستور پروردگارش اطاعت مىكرد . هنگامى كه ابراهيم مناسك و اعمال حج را انجام داد به سرعت به سوى منى بازگشت . « 1 » در خبر على بن ابراهيم قمّى از امام صادق عليه السلام آمده است : كعبه ، قبل از طوفان نوح به صورت گنبدى بوده است كه حضرت آدم عليه السلام آن را در همين موضع بنا كرده بود . پيش از آن در خطبهء معروف به قاصعه « 2 » از امام على عليه السلام آمده است : « آيا نمىبينيد كه خداى سبحان ، پيشينيان از آدم تا پسينيان از اين عالم را آزمود - به حرمت نهادنِ - سنگ‌هايى بىزيان و سود ، كه نبيند و نتواند شنود . پس خدا آن خانهء با حرمتِ خود را ساخت و براى فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت . پس آن خانه را در سنگلاخى نهاد كه از همهء سنگستان‌هاى زمين دشوارتر ، و ريگزارى كه رويش آن از همه كمتر . به درّه‌اى از ديگر درّه‌ها تنگ‌تر ، ميان كوه‌هايى سخت و ريگ‌هايى نرم و دشوار گذر ، و چشمه‌هايى كه آب آن كم و جدا از هم . شتر در آن‌جا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نيابد . پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روى بدان خانه نهند - و با حرمتش شمارند . پس خانه براى آنان جايگاهى گرديد كه سود سفرهاى خود را در آن بردارند و مقصدى كه بارهاى خويش در آن فرو آورند . » « 3 » شايد اين معناى آيه‌اى باشد كه خداوند در قرآن مىفرمايد : « وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنا مَناسِكَنا وَتُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ « 4 » » ؛
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 224 - 226 . ( 2 ) . اين خطبه را « قاصعه » يعنى تحقير كننده ناميدند ، چون كه در آن ارزش‌هاى جاهلى را پوچ و خوار شمرده و از طولانىترين سخنرانىهاى امام است كه در سال 40 هجرى در حالى كه سوار بر اسب بود ايراد فرموده است . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء قاصعه . ( 4 ) . بقره ( 2 ) ، 127 - 128 .