از اميرالمؤمنين و همسرش و فرزندانش در مباهله شركت كردهاند » . « 1 » و با عنايت به اين كه مرحوم طبرسى از علماى قرن ششم مىباشد ، معلوم مىشود كه ادعاى برخى كه قائل به حضور افراد ديگرى در مباهله هستند ، بعد از اين قرن بوده و قابل اعتنا نمىباشد . شايد ابن عمر قرشى متوجه اين مطلب شده است و از اين رو ادعاى حضور فرد ديگرى را در مباهله نكرده است ، بلكه اقدام به حذف نام على عليه السلام از جمع كسانى كه در مباهله حاضر شدهاند ، كرده است « 2 » !
جالب اين است كه رشيدرضا در تفسيرش از شيخ خود نقل كرده و آورده است : روايات متفق القول هستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله على و فاطمه و دو فرزندش را براى مباهله انتخاب كرد و كلمهء « نساءنا » را بر فاطمه و كلمهء « انفسنا » را بر على عليه السلام حمل مىكنند ! آنها مىگويند : مصادر اين روايات ، منابع شيعى است و مقصود آنان نيز مشخص است ! آنان تلاش زيادى را براى ترويج چنين رواياتى مبذول مىدارند ، به طورى كه آن را در ميان تمام عامه رايج كردهاند » . « 3 »
علامه طباطبايى در حاشيهء اين قول گفته است : « اين سخن ، از سخنهايى است كه آدم عاقل قبول نمىكند تا در مجامع علمى مطرح شود و ما با وجود ضعف و سستى و بىاعتبارى اين قول ، آن را در كتاب خود آوردهايم تا معلوم شود كه تعصّب كور تا چه حدى صاحب خود را به درههاى هولناك نفهمى و جهالت سقوط مىدهد به طورى كه تمام آنچه را كه خودش بنا كرده است ، نابود مىگرداند و هيچ ابايى ندارد از اين كه هر قولى را بگويد و ببافد » . « 4 »
هامش
( 1 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 2 ، ص 764 .
( 2 ) . اسماعيل بن عمر القرشى ، البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 54 .
( 3 ) . سيد رشيدرضا ، تفسير المنار ، ج 3 ، ص 322 .
( 4 ) . سيد محمد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 3 ، ص 235 - 236 ؛ احمدى ميانجى ، مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 506 - 507 .