معلوم مىشود كه پيامبر نيست . و اگر همراه خويشاوندان نزديكش براى مباهله آمد ، با او مباهله نمىكنيم ، زيرا در صورتى همراه خويشاوندان نزديكش به مباهله مىآيد كه راستگو و پيامبر باشد .
پس از آنكه شب را سپرى كردند ، در صبح روز بيست و چهارم ذى الحجه پيش رسول خدا آمدند .
همراه آن حضرت صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام آمده بودند . نصارى پرسيدند : اينها چه كسانى هستند ؟ به آنها گفته شد اين مرد ، پسر عمو و برادرش على بن ابيطالب است و اين زن ، دخترش فاطمه است و اين دو حسن و حسين از فرزندانش هستند .
نصارى با مشاهدهء اين وضع به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردند : ما را از مباهله معاف بداريد و هر تصميمى كه در مورد ما بگيريد ، بدان گردن مىنهيم . و بدين ترتيب پيامبر صلى الله عليه و آله با آنها مصالحه كرد كه جزيه بپردازند . « 1 »
و شيخ مفيد خبرى را از مباحثهء مأمون با امام رضا عليه السلام در مورد دلالت آيه مباهله بر يكى از بزرگترين فضيلتهاى اميرالمؤمنين آورده است ؛ زيرا در اين آيه ، على عليه السلام نفس پيامبر صلى الله عليه و آله دانسته شده است . « 2 »
ادعاى عجيب !
سيوطى در تفسير آيه مباهله ، مطلب عجيبى را از ابن عساكر ( متوفاى 571 ) به نقل از امام صادق عليه السلام ، از پدرش امام باقر عليه السلام نقل كرده است . او مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله ، ابوبكر را همراه فرزندانش ! و عمر را همراه فرزندانش ! و عثمان را همراه فرزندانش ! و على عليه السلام را همراه فرزندانش ! براى مباهله آورد . « 3 »
حلبى ( متوفاى 1044 ) هم در سيرهاش به او ملحق شده و روايت كرده است : نصارا با بنى قريظه ؟ ! مشورت كردند و به سفارش آنان براى مباهله حاضر نشدند . سپس روايت كرده است : « عمر از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : اگر بخواهى كه آنان را لعنت كنى ، در اين حال دست چه كسانى را در دست
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 104 ؛ تفسير فرات كوفى ، ص 87 ؛ تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 175 .
( 2 ) . الفصول المختارة ، ص 38 .
( 3 ) . سيوطى ، الدر المنثور ، ج 2 ، ص 38 - 39 .