تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
سپس فرمود : اى عدى بن حاتم ، آيا تو ركوسى نبودى ؟ گفتم : چرا ، پرسيد : آيا از قومت يك چهارم غنائم را نمىگرفتى ؟ ! عرض كردم : چرا . فرمود : اين مقدار براساس دينت براى تو حلال نبوده است ! عرض كردم : بله ، درست است به خدا . و فهميدم كه او پيامبر و فرستاده از سوى خداست كه از غيب خبر دارد ! سپس فرمود : اى عدى ، شايد كه مشاهدهء فقر و نيازمندى مسملين باعث مىشودكه از قبول اسلام امتناع بورزى ؟ ! ولى به خدا قسم به زودى آنقدر مال و ثروت در ميان آنها فراوان مىشود كه فقيرى را نمىيابى كه به او كمك كنى ! و شايد به تعداد اندك آنها و كثرت دشمنانشان فكر مىكنى و همين مانع از قبول اسلام مىشود ؟ ! اما به خدا قسم به زودى چنان قوى مىشوند كه تو مىشنوى يك زن به تنهايى و بدون هيچ خوف و واهمه‌اى از قادسيه سوار شتر مىشود و به زيارت بيت اللَّه الحرام مىآيد ! و شايد قصر و كاخ‌ها و قدرت پادشاهان را مىبينى و همين مانع از ورود تو به دين اسلام مىشود ؟ ! اما به خدا قسم به زودى مىشنوى كه قصرهاى سفيد در سرزمين بابل براى مسلمانان فتح شده است ! عدى گفت : آنگاه به دست رسول خدا صلى الله عليه و آله اسلام آوردم . « 1 »

غزوهء تبوك

تبوك قلعه‌اى بسيار مستحكم بوده است . امروزه از شهرهاى شمال حجاز به شمار مىرود كه 778 كيلومتر از مدينه فاصله دارد . رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه و جنگ حنين و محاصرهء طائف و انجام عمره مفرده ، در شش شب باقيمانده از ماه ذى القعدهء سال هشتم به مدينه بازگشت . او از ذى القعده تا ماه رجبِ سال نهم هجرى در مدينه اقامت كرد . « 2 » قمى در تفسير خود مىنويسد : چادر نشينان شام ، به مدينه مىآمدند و با خود غذا ، لباس و
هامش
( 1 ) . سيره ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 225 - 227 ؛ إعلام الورى ، ج 1 ، ص 252 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 144 ؛ سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 159 .