تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى ابوسفيان ، آيا وقت آن نرسيده است كه بدانى من فرستادهء خدا هستم ؟ ! ابوسفيان گفت : پدر و مادرم به فدايت ، چقدر بردبار و بزرگوارى ! و گذشت و بخشش تو چقدر زياد است . امّا به خدا سوگند كه در اين مورد دچار ترديد هستم و بعداً گواهى خواهم داد ! من به او گفتم : واى بر تو اى ابوسفيان . شهادت بده كه لا إله الا اللَّه و أنَّ محمداً عبده و رسولُه . گفت : اشهد ان لا إله الا اللَّه و أنّ محمّداً عبدهُ و رسولُهُ . سپس گفت : اى محمد ! با طوايف و قبايلى اوباش كه بعضى را مىشناسيم و بعضى را نمىشناسيم به سوى اصل و عشيرهء خود هجوم آورده‌اى ؟ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : شما ستمكارترين افراد هستيد ! پيمان حُديبيه را شكستيد و ظالمانه به بنى كعب يورش برديد و در حرم أمن الهى آنها را قتل عام كرديد ؟ ! ابوسفيان گفت : چرا به ما حمله كرديد و به هوازن حمله نكرديد كه از ارحام تو نيستند و دشمنى بيشترى با تو دارند ؟ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : از خداى خود اميد دارم كه پس از فتح مكه و برافراشته شدن پرچم اسلام در آن ، مرا يارى كند كه هوازن را شكست بدهم ! و خداوند اموال و ذريهء آنان را از غنائم ما قرار دهد . من در اين مورد به خدا اميدوار هستم ! ابوسفيان گفت : اى رسول خدا ، اجازه بدهيد تا ميان قومت بروم و آنها را هشدار بدهم . رسول خدا صلى الله عليه و آله به وى اجازه داد و فرمود : به آنها بگو : هر كسى كه بگويد : لا إله الا اللَّه وحدَهُ لاشريكَ لَهُ و انَّ محمّداً رسولُ اللَّه و دست از جنگ بردارد در أمان است ! و هر كسى كه كنار كعبه بنشيند و سلاحش را زمين بگذارد در امان است ! و هر كسى كه به خانه ابوسفيان برود در أمان است ! ابوسفيان با تعجب پرسيد : خانهء من ؟ ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بله ، خانهء تو . سپس افزود : و هركسى كه درِ خانه‌اش را ببندد در امان است ! آنگاه ابوسفيان برخاست تا برود . « 1 » شيخ صدوق در اكمال الدين نقل مىكند : ابوسفيان پيش خود مىگفت : آيا كسى كارى را مىكند
هامش
( 1 ) . إعلام الورى ، ص 22 ؛ سيره ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 46 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 818 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 585 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى