تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
اما من كلمه‌اى با قبطىها در اين باره سخن نگفته‌ام و دوست ندارم كه از جريان گفت‌وگوى من و تو باخبر شوند . « 1 »

جواب و هداياى مُقوقس

او نامه نگارى را كه به عربى مىنوشت فراخواند و براى پيامبر صلى الله عليه و آله نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم . براى محمد بن عبدالله از مُقوقس ، بزرگ قبطىها . سلام عليك . اما بعد : نامه ات را خواندم و آنچه را كه متذكر شده و بدان دعوت كرده بودى ، فهميدم . مىدانستم كه پيامبرى باقى مانده و گمان مىكردم كه در شام مبعوث خواهد شد . حال قاصد را اكرام كردم و دو كنيز را كه جايگاه ويژه‌اى در ميان قبطىها دارند ، به همراه مقدارى لباس برايت مىفرستم و قاطرى را به تو هديه مىكنم تا بر آن سوار شوى . والسلام عليك » « 2 » يكى از اين دو كنيز ماريهء قبطيه ، ام ابراهيم « 3 » بوده است . وى خواهرى داشت كه به همراه وى بود و سيرين ناميده مىشد . « 4 » به قاصد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم پنج دست لباس و صد دينار عطا كرد و عده‌اى را به همراهش فرستاد تا او را به جزيرةالعرب برسانند تا اين‌كه در شام قافله‌اى يافتند كه مىخواست به سوى مدينه حركت كند و آن‌گاه او را به كاروان سپردند و خودشان برگشتند . « 5 »

ارسال نامه براى حارث غسّانى در شام

شجاع بن وهب أسدى قريشى به سوى حارث بن أبى شَمر غَسّانى كه از غساسنهء شام و دست نشاندهء رومىها بود ، فرستاده شد . « 6 »
هامش
( 1 ) . الاصابة الكبرى ، ج 4 ، ص 503 ؛ مكاتب الرسول ، ج 1 ، ص 100 . ( 2 ) . سيرهء زينى دحلان ، ج 3 ، ص 71 ؛ سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 281 ؛ الطبقات ، ج 1 ، ص 260 . ( 3 ) . قُرب الاسناد ، ص 7 ؛ تفسير قمى ، ص 179 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 119 ؛ قصص الانبياء ، ص 324 . ( 4 ) . مناقب حلبى ، ج 1 ، ص 161 به نقل از مبسوط شيخ طوسى و در مختصر الدول ، ص 96 به جاى سيريه ، كلمه شيرين آمده است و همين صحيح است . ( 5 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 101 . ( 6 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 84 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 509 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى