تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
گفتند : بله سؤال كرد : او چگونه فردى در ميان شما است ؟ گفتند : او داناترين فرد روى زمين نسبت به مطالبى است كه خداوند بر موسى نازل كرده است ! فرمود : شخصى را به دنبال او بفرستيد . پس آنها رفتند و او را آوردند . نبى اكرم صلى الله عليه و آله به ابن صوريا گفت : تو را به خداى يگانه‌اى كه تورات را بر موسى عليه السلام نازل كرد و دريا را برايتان شكافت و شما را نجات داد و آل فرعون را غرق كرد و ابر را سايه بان شما قرار داد و انگبين و مرغ بريان را از آسمان بر شما نازل كرد ، قسم مىدهم كه آيا در كتاب شما حكم رَجم بر زناى محصنه نيامده است ؟ ابن صوريا گفت : چرا آمده است ، اما قسم به آنچه مرا به آن قسم دادى ، اگر نمىترسيدم كه در اثر دروغ گفتن يا تغيير دادن احكام ، خداى تورات مرا آتش بزند ، به اين حكم اعتراف نمىكردم . لكن بگو كه حكم اين كار در كتاب تو چگونه است ، اى محمد ؟ فرمود : اگر چهار مرد عادل شهادت بدهند كه مرد به زن دخول كرده است ؛ چنان‌كه ميل در سرمه دان داخل مىشود ، در آن صورت رَجم واجب مىشود . ابن صوريا گفت : خداوند در تورات نيز همين حكم را بر موسى نازل كرده است ! نبى اكرم صلى الله عليه و آله سؤال كرد : پس چرا حكم خدا را تعطيل كرديد ؟ گفت : اگر فردى از اشراف در ميان ما مرتكب زنا مىشد او را رها مىكرديم و اگر شخص ضعيفى زنا مىكرد ، حدّ را بر آنها جارى مىكرديم . براى همين زنا در ميان اشراف ما شايع شد ، لذا گفتيم : بياييد با هم مشورت كنيم و حكم ديگرى به جاى سنگسار وضع كنيم كه بر اشراف و ضعفا جارى شود ! و به جاى سنگسار ، تازيانه و سياهكارى را وضع كرديم . و آن بدين صورت بود كه زناكاران را چهل ضربه تازيانه مىزديم و آن‌گاه صورت‌هايشان را سياه مىكرديم و پشت و رو بر الاغ سوار مىكرديم و در ميان مردم مىگردانديم . و اين به جاى سنگسار بود ! يهوديان با اعتراض به ابن صوريا گفتند : چه زود او را از اسرارمان با خبر ساختى ؟ تو اهليّت آن را نداشتى كه به اين‌جا آورده شوى ! خداوند نازل فرمود :