روزهاى هفته گرد هم آييم و خدا را ياد كنيم و او را سپاس بگذاريم ؛ بنابراين روز عُرويه را ( كه همان اسم جمعه در جاهليت بود ) براى اين كار انتخاب و همگى بر سر اين مطلب موافقت كردند و آنگاه در آن روز معين نزد اسعد جمع شدند و او هم براى پذيرايى از آنها گوسفندى را ذبح كرد . سپس سخنانى را ايراد كرد و برايشان نماز خواند و آنگاه با هم ناهار خوردند و آنقدر آنجا ماندند تا شام را هم با باقيماندهء همان گوسفند صرف كردند و سپس پراكنده شدند . اين بدان خاطر بود كه هنوز تعداد مسلمانان كم بود و آن روز را هم به خاطر جمع شدن در منزل اسعد بن زراره ، جمعه ناميدند . اين اوّلين جمعى بود كه به خاطر اسلام تشكيل شده بود . « 1 » آنها نماز ظهر را به امامت اسعد بن زراره به صورت دسته جمعى خواندند و اين قبل از تشريف آوردن رسول الله صلى الله عليه و آله و تشريع نماز جمعه و خطبههاى قبل از آن بود .
ابن اسحاق با سندى از كعب بن مالك انصارى نقل مىكند كه گفت : اسعد بن زراره اوّلين كسى بود كه ما را در مدينه جمع كرد و ما ، در كوى ( بنى ) نبيت در زمينهاى بنىبياضه در نقيع كه بدان « نقيع الخضمات » گفته مىشد ، گرد هم آمديم و در حدود چهل مرد بوديم . « 2 » شايد اين واقعه پس از رجوع مُصعب به مكه و قبل از بيعت عقبهء دوّم بوده است . « 3 »
نقش عباس بن عبدالمطلب
چنانكه ابن اسحاق از معبد بن كعب از برادرش عبدالله بن كعب از پدرش كعب بن مالك خزرجى نقل مىكند : عباس در ايام موسم حج در كنار رسول الله صلى الله عليه و آله مىنشست و مردم را به وى معرفى مىكرد .
وى روايت مىكند : آن حضرت صلى الله عليه و آله به همراه عباس بن عبدالمطلّب در عقبهء دوم به ميان ما آمد و در آن هنگام عباس بر دين قوم خويش بود ؛ اما دوست داشت كه در كارها با برادرزادهاش همكارى و او را تأييد كند . هنگامى كه نبى اكرم صلى الله عليه و آله نشست ، اوّلين كسى كه شروع به صحبت كرد ، عباس بن عبدالمطلّب بود كه گفت : اى جماعت خزرج ، همانا مقام و جايگاه محمد را در ميان ما مىدانيد و ما او
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، 10 ، ص 432 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 77 .
( 3 ) . همان ، ص 81 .