تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
پنج ساله بود و پنج سال به بعثت باقى مانده بود . » « 1 » ظاهراً منظور وى از ابوجعفر ، امام باقر عليه السلام مىباشد چنان كه در اخبار ديگرى از او در كتابش به نام آن حضرت تصريح كرده است . از جمله در خبرى كه قبل از اين آورده ، گفته است كه ابوجعفر محمد بن على عليه السلام فرمود : « فاطمه نود و پنج شب پس از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در سال يازدهم درگذشت . » البته راوى خبر سابق ، يعنى يحيى بن شبل را در كتاب‌هاى رجالى نيافتيم . عجيب اين است كه إربلى دو خبر سابق و غير آن را اين گونه نقل كرده است : « و از كتاب الذريةالطاهرة تأليف دولابى نقل مىكنم . . . » ، لكن در ابتداى اين خبر ، سند آن را حذف كرده و گفته است : « و گفته شده است . . . » ! وى اشاره نكرده است كه اين خبر را از ابو جعفر امام باقر عليه السلام نقل مىكند و شايد كه او متوجه اين مطلب نشده است ؟ ! . « 2 » در هر حال اين دو خبر از عامه نقل شده است و با آنچه كه كلينى با سندى صحيح از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، در تعارض مىباشد . اما طبرىِ امامى در دلائل الامامه با سند خود از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : « فاطمه عليه السلام در بيستم جُمادى الاخرة چهل و پنجمين سال ميلاد نبى اكرم صلى الله عليه و آله به دنيا آمد و هشت سال در مكّه اقامت كرد . » « 3 » يعقوبى مىنويسد : « و بعد از اسلام ، عبداللّه كه به خاطر ولادت در اسلام طيب و طاهر ناميده مىشد - و فاطمه به دنيا آمدند » « 4 » . مسعودى هم مثل همين قول را گفته است . « 5 » هم‌چنين ابن عبدالبر در الاستيعاب در شرح زندگانى خديجه گفته است : طيب بعد از مبعث متولد شد و بعد از او ام كلثوم و سپس فاطمه به دنيا آمدند . لكن شيخ مفيد نوشته است : « ميلاد حضرت فاطمه زهرا در سال دوم مبعث بوده است » . « 6 » شاگردش شيخ طوسى هم از او پيروى كرده و در المصباح گفته است : « آن حضرت بنابر بعضى روايات در بيستم جُمادى الاخرة سال دوم بعثت به دنيا آمد . » سپس گفته است : « و در روايت ديگرى آمده است كه
هامش
( 1 ) . الذريةالطاهرة ، ص 152 . ( 2 ) . كشف‌الغمة ، ج 2 ، ص 128 - 129 . ( 3 ) . دلائل الامامة ، ص 10 . ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 20 . ( 5 ) . مروج‌الذهب ، ص 2 ، ص 291 . ( 6 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 9 به نقل از اقبال به نقل از حدائق الرياض شيخ مفيد ، ج 3 ، ص 262 .