كلينى در فروع كافى با سند ديگرى از عمرو بن شمر از جابر از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود :
طاهر ، پسرِ رسولالله فوت كرد و ايشان ، خديجه را از گريه كردن نهى كرد ، اما روزى بر او وارد شد و ديد كه گريه مىكند . سؤال كرد كه چه چيزى باعث گريهء تو شده است ؟ آيا تو را از گريه نهى نكردم ؟ ! گفت : بله يا رسولالله و لكن شيرى كه مىبايست بخورد بر زمين مىريزد و همين باعث گريهء من شده است . رسولالله به او فرمود : آيا راضى به اين نيستى كه او جلوى در بهشت ايستاده است و هنگامى كه تو را مىبيند دستت را مىگيرد و به بهترين و خوشبوترين جاى آن مىبرد ؟ گفت : اينچنين است ؟
فرمود : خداوند كريمتر و عزيزتر از آن است كه ميوهء دل كسى را از او بگيرد و با وجودى كه آن شخص صبر مىكند و با اين مصيبت خدا را شكر مىكند ، او را عذاب كند . « 1 »
در اين كه قاسم و طاهر در چه برههاى از دنيا رفتهاند ، اختلاف است ، ولى چنين به نظر مىرسد كه عبدالله ( طيب و طاهر ) بعد از بعثت متولد شده و در شيرخوارگى مرده است ، چنانكه قاسم پيش از او و پيش از بعثت متولد شده و پس از بعثت و پس از فوت عبدالله فوت شده است .
ولادت فاطمه عليه السلام
در خبر صفار از امام باقر عليه السلام و خبر صدوق از امام صادق عليه السلام آمده بود كه فاطمه آخرين فرزند رسولاللّه صلى الله عليه و آله از خديجه بوده است . همچنين در اقوال كلينى و طبرسى و ابن شهر آشوب و ابن اسحاق و ابن هشام و يعقوبى و طبرى و مسعودى اين مطلب آمده بود .
كلينى در اصول كافى بابى در مورد ميلاد فاطمه عليه السلام گشوده است و قبل از آن كه وارد اين باب شود با سند صحيحى از امام باقر عليه السلام نقل مىكند : « فاطمه عليه السلام دختر محمد صلى الله عليه و آله پنج سال بعد از مبعث به دنيا آمد و در حالى كه هيجده سال و هفتاد و پنج روز از عمرش مىگذشت ، از دنيا رفت . » « 2 » سپس وارد باب جديدى شده و گفته است : « فاطمه عليه السلام در سال پنجم مبعث متولد شد و در حالى كه هيجده سال و هفتاد و پنج روز از عمر شريفش مىگذشت ، فوت كرد . او بعد از پدرش تنها هفتاد و پنج روز زنده
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 16 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 60 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 457 .