تخريب نمود . در نتيجه ، آنجا فقط به قبرى تبديل شد كه اطراف آن سنگهاى سياه وجود داشت . اين سنگها ، يك نوع سنگ آتشفشانى از اطراف نجف بود يا اينكه قبر مطهر امام على ( ع ) ، بهوسيله سنگ مستحكم شده بود .
سپس دورهاى مىآيد كه به نظر مىرسد مدتش به اندازه مدت خلافت متوكل عباسى بوده است ؛ برههاى از زمان كه بعيد نيست در آن برهه ، قبر امام على ( ع ) ، دستخوش تخريب نشده باشد ؛ بهگونهاى كه در سال دويست و شصت و اندى ، يعنى بعد از گذشت چند سال از كشته شدن متوكل روايت مهمى را مشاهده مىكنيم كه علامه مجلسى آن را روايت مىكند .
علامه مجلسى روايتى را در كتاب « بحارالانوار » « 1 » ، به نقل از محمد بن على ابن دحيم شتّانى يا شيبانى نقل مىكند كه وى قبر امام على ( ع ) را زيارت كرده و بىتوجهىهايى را كه به اين قبر مبارك شده است ، مشاهده كرده است . اين روايت ، به لحاظ تأييد آنچه درباره وجود بنا يا حصار پيرامون قبر امام على ( ع ) آورده است ، درخور اهميت مىباشد ؛ بهگونهاى كه توضيحى براى وجود سنگهاى مورد اشاره ، پيرامون قبر امام على ( ع ) ، وجود ندارد . همچنين به لحاظ آشكار ساختن اقدام داوود عباسى كه از آن سخن به ميان آمد و نيز تأكيد آن ، داراى اهميت مىباشد . اگر ضريح مطهر امام على ( ع ) به شكل گنبد يا بنا يا حصار بود ، نبش قبر امام ( ع ) يا تعرض به حريم آن ، بسيار سخت مىشد .
صندوق آهنى داوود نيز در سال 273 ه . ق / 866 م ، روى قبر مطهر امام على ( ع ) قرار گرفت . ممكن است اين صندوق تا زمان دستور محمد بن زيد داعى براى ساخت ضريح امام على ( ع ) ، مقاومت كرده باشد كه در صفحات بعدى اين تحقيق ، اقدامات محمد را در ساخت اين ضريح ، بيان خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 42 ، ص 315 .