شيخ محمد مهدى نجف نيز در كتاب « فرحة الغرى » با تحقيق خودش ، زندگىنامه او را مىآورد و مىگويد : « نامش حسن بن محمد بن الحسين بن على بن طحال بغدادى است . او يكى از خادمان مرقد مطهر امام على ( ع ) در سال 584 ه . ق / 1188 م ، بوده است » . « 1 » اما او منبعى را براى زندگىنامه او نياورده است . شيخ محمد مهدى ، برخى از معلومات مربوط به او ، پدرش و جدش را از خود كتاب « الفرحة » گرفته است .
اگر روايت ابن طحال را دوباره بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه نه تنها آن را بدون هيچگونه سند يا منبعى تأييد مىكند ، بلكه به نظر من از هم گسيخته است و نمىتواند در برابر اتهامات و شبهات وارد بر آن ، مقاومت كند ؛ چراكه بيشتر از يك ساختمان بين دو قرن سوم و ششم هجرى ، روى ضريح مطهر امام على ( ع ) بنا شده است . يكى از آنها ، بناى مشهورى است به نام قبة البيضاء ( گنبد سفيد ) كه شامل عمارت عضدالدوله ديلمى مىباشد كه ما در جاى مناسب خود ، به اين بنا اشاره خواهيم كرد .
با وجود اين ، اندازههاى بناى هارون الرشيد چگونه تشخيص داده شده است ؟ افزونبر اين ، گويا اين روايت ، داراى اضطراب و تشويش است ؛ چراكه يك مرتبه براساس آن ، هارون الرشيد ، ساختمانى را روى قبر مبارك اميرمؤمنان ( ع ) بنا نموده است . يك بار ديگر هارون الرشيد دستور ساخت گنبدى را روى آن مىدهد كه روى نوك آن ، يك كوزه سبزرنگ يا يك چادر سبز رنگ انداخته شده است و اين گنبد مذكور از گِل قرمز ، ساخته شده است .
به نظر من ، ديدگاه شيخ محمد مهدى كه مبتنى بر وجود چادر سبزرنگ روى گنبد آن است ، صحيحتر است ؛ چراكه هارون الرشيد دستور داد قبر مبارك اميرمؤمنان ( ع ) سنگ شود . شايد هم ، او روى قبر ، حبره كه يك نوع پارچه يمانى است ، انداخته باشد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : فرحة الغري ، شيخ محمد مهدي نجف ، ج 2 ، ص 39 .