برخورد شود شمشيرها به نيام رفت و دلها بر روى اسلام گشوده شد و مردم گروه گروه به دين اسلام درآمدند .
در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا در اين سال يك جنگ درگرفت با آن كه ميان رسول خدا ( ص ) و مشركان پيمان صلح وجود داشت . امّا پاسخ چنين سؤالى آن است كه آرى ، پيمانى وجود داشت ، امّا پيمانى كه تنها با زير پا گذاشته شدن تعهّدات آن نقض مىشد و البتّه رسول خدا ( ص ) نيز كسى نبود كه بدون اين كه علّتى براى نقض پيمان به وجود آيد آن را ملغى بداند ، چرا كه خداوند مىفرمايد : « تا زمانى كه آنان بر پيمان خويش با شما استوار باشند شما نيز با آنان راست باشيد « 1 » امّا آنان با مؤمنان صداقت نشان ندادند و خيانت ورزيدند و در اين شرايط بر رسول خدا ( ص ) بود كه به اين فرمودهء خداوند جامهء عمل بپوشاند كه « و اگر در مورد مردمى از خيانت آنان بيم داشتى در برابر كارى كه كردهاند پيمان آنها را بديشان باز گردان » « 2 » و اين در حالى است كه دربارهء قريش نه تنها بيم خيانت مىرفت بلكه يك خيانت آشكار از سوى آنان صورت گرفته بود . از ديگر سوى روشن است كه همه اجزاء و مواد يك پيمان يك كلّ تفكيك ناپذير را تشكيل مىدهد و به همين سبب اگر در جزئى از اجزاى پيمان خيانتى روا داشته شود همهء پيمان به عنوان يك « كل » مورد نقض و مخالفت قرار گرفته است و اين موجب از ميان رفتن تمامى تعهدّات طرف ديگر پيمان مىشود ، چه اين كه يك طرف مادّهاى از موادّ پيمان يا بخشى از آن را زير پا گذاشته و اين عمل كل پيمان را باطل ساخته است . علاوه بر اين اگر با نقض بخشى از پيمان همچنان آن پيمان الزام آور محسوب مىشد در اين صورت نقضهاى پى در پى بر بخشهاى مختلف آن وارد مىآمد و بنابراين هيچ معنى و مفهومى براى پيمان و حتى شكل پيمان نيز بر جاى نمىماند و همه چيز بر باد مىرفت .
هامش
( 1 ) - توبه / 7 .
( 2 ) انفال / 58 .