تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
رسول خدا ( ص ) او از آن تو باشد » . البتّه پيامبر ( ص ) او را براى خود نمىخواست ، بلكه قصد آن داشت تا او را براى مشركان مكّه به عنوان فديه آزادى مسلمانان مستضعف و در بند گرفتار مكّه بفرستد و همين كار را نيز انجام داد و او را به عنوان فديهء آزادى مسلمانان در بند به مكّه فرستاد . حديثى مشابه حديث فوق در صحيح مسلم و دلايل النبوّة بيهقى نيز روايت شده است .

سريّهء عمر بن خطّاب

585 - واقدى آورده است كه رسول خدا ( ص ) عمر بن خطّاب را در رأس سى نفر از مسلمانان به سوى يكى از گروههاى هوازن كه در فاصله چهار مايلى ، يعنى در مناطق نزديك مكّه قرار داشتند فرستاد . چنين به نظر مىرسد كه عمر با توجّه به آن كه بيش از همه از خلق و خوى اعراب آگاهى داشت و مردى تيز انديش و داراى درك و آگاهى بسيار بود هدف وى از اعزام به اين ناحيه تنها جنگ و نبرد نبوده و بلكه در ضمن آن آشنايى بيشتر با اوضاع و احوال اعراب مجاور مكّه از اهداف اين اعزام به شمار مىرفت . به هر حال ، عمر به كمك راهنمايى از بنى هلال به سوى محلّ مأموريّت خود روانه شد . او شبانه راه مىپيمود و روزها مخفى مىشد و به كسب اطّلاعات از مناطقى كه از آن مىگذشت مىپرداخت تا آن كه به محلّهء مورد نظر از قبيلهء هوازن رسيد . امّا آنان قبل از رسيدن او و گروه همراهش از آنجا گريخته بودند و وى بدون هيچ گونه درگيرى و تنها با اطّلاعاتى كه به دست آورده بود به مدينه باز گشت . در اين ميان برخى از همراهان او به وى پيشنهاد كرده بودند به سوى خثعم به حركت خود ادامه دهد ، امّا او از آنجا كه رسول خدا ( ص ) فرمان رفتن به سوى آن طايفه را به وى نداده بود ، از اين كار خوددارى ورزيد .