بىشمار دارى ، غرابتِ اينها را نمىفهمى و الَّا جاى آن دارد كه مجذوب شوى و سر تا بُن كرامتى و إذا جاوز الشيء حدّه انعكس ضدّه
( ( 1795 ) ) ذكر نعمتهاى رزّاق جهان * كه نهان شد آن در اوراق زمان
ن 1131 1 - ك 379 18
ذكر نعمتها : مفعول است براى قولش « بپرس » .
( ( 1796 ) ) روز و شب افسانه جويانى تو چست * جزو جزو تو فسانه گوى تست
ن 1131 12 - ك 379 19 افسانه جويانى : و حال آن كه اجزاء تو افسانههاى غريب دارند و تو نمىشنوى . و قول حق - تعالى - * ( « وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » 36 : 65 ( 1 ) ، ناطق حقى است به نطق اينها .
( ( 1798 ) ) ز انكه بىلذّت نرويد هيچ جزو * بلكه لاغر گردد از هر پيچ جزو
ن 1131 14 - ك 379 20
از هر پيچ : يعنى ادراك و فعل براى هر جزوى قوت اوست . و هر گاه پيچ و تابى باشد كه قوّتش به او نرسد ، لاغر گردد ، بلكه تلف شود ، اگر به تعذّر انجامد .
( ( 1799 ) ) جزو ماند و آن خوشى از ياد رفت * بل نرفت آن خفيه شد از پنج و هفت
ن 1131 15 - ك 379 20
پنج : مشاعر .
و هفت : اندام ، كه رأس و ظهر و بطن و يدين و رجلين است .
( ( 1800 ) ) همچو تابستان كه از وى پنبه زاد * ماند پنبه رفت تابستان ز ياد
ن 1131 16 - ك 379 21
پنبه : چون لباس انفع و پنبه ابقى بود ، اوّل به آن مثال زد ، و بعد مىفرمايد ثمار باقيه ، همه يادگار تابستان است .
( ( 1807 ) ) هر درختى در رضاع كودكان * همچو مريم حامل از شاهى نهان
ن 1132 1 - ك 379 24
رضاع : شير دادن .
كودكان : شكوفهها به سقطها مىمانند ، و ثمار رسيده به اجنّهء تامّه و رضيع ، و درخت به
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 65 . .