و در بعض نسخ « شارق تبريزى است » ، و تحريف است .
ما هم از مهر ار دو كف بر هم زند
زهره نبود زهره را تا دم زند
ن ندارد - ك 350 16 ما هم از مهر ار دو كف : چون تضاد و تقابلى همه جا بود دو كف . اشارت به آنست ، و يكى از وجوه * ( « وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ » 51 : 49 ( 1 ) است ، كه هر مظهر لطفى مظهر قهرى در مقابل يا در خود دارد . مىفرمايد كه آن چه آن خسرو كند شيرين بود و زُهرهء عقل جزئى ، زَهره ندارد كه چون و چرا بگويد ، كه چرا از قهر خالى نيست ، و بر هم زدن بودن يك وجود است مظهر لطف نسبت به چيزى و مظهر قهر نسبت به چيزى ديگر . و مهر به معنى محبّت است . و ايهام التناسب دارد به خورشيد با مه . و زهره را با زهره جناس محرف است .
بل عطارد خانهء خود گم كند
وز جنون او جوز جوزا بشكند
ن ندارد - ك 350 16
جوز جوزا : عقد نطاق كمر جوزا .
مشترى را دست لرزد دل تپد
بر سر آب اوفتد مه چون سبد
ن ندارد - ك 350 17
چون سبد : افتادن عكس مه بر آب تخييل افتادن مه است ، كه عكس الشيء هو الشيء بوجه .
نسر طائر را بريزد پر ز شرم
وز طمع تنّين شود چون موم نرم
ن ندارد - ك 350 17
نسر طاير : نسر ، كركس است . و نسر طاير و نسر واقع ، شبيه به كركساند .
تنّين : اژدها . و مراد به طمع آن حرص بلعيدن است . و آن نسر و بنات النعش از چهل و هشت صورتند . و الحمد لله على اتمام شرح الدفتر .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ذاريات ، آيهء 49 . .