احتساب : محاسبه .
( ( 2579 ) ) گفت آرى تجربه كردم كه من * سخت رنجورم مخلخل گشته تن
ن 954 17 - ك 323 11
مخلخل : سبك و سخيف .
( ( 2586 ) ) از عطارد وز زحل دانا شد او * ما ز داد كردگار لطف خو
ن 955 2 - ك 323 15
از عطارد : چه آنها كه سبب بين باشند در تحت احكام نجومند . و آنها كه خدا بينند ، در تصرف اسماء - بلكه خود ، اسمائند - و مظاهر را در اسماء فانى بينند .
( ( 2587 ) ) علَّم الانسان خم طغراى ماست * عِلمُ عِندَ الله مقصدهاى ماست
ن 955 3 - ك 323 15 * ( عَلَّمَ اَلإِنْسانَ : ما لَمْ يَعْلَمْ . 96 : 5 ( 1 ) چون گذشت كه شير تمثيل قطب است و در آن تمثيل ، آن كسان كه بر قدم قطبند ، لهذا اين كلمات زيبنده است . طغرا : فرمان شاهى .
( ( 2588 ) ) تربيهء آن آفتاب روشنيم * رَبِّىَ اَلَاعلى از آن رو مىزنيم
ن 955 4 - ك 323 16 ربِّى الأَعلى : چنان كه در سورهء هود اشارت به اين شده بقوله تعالى * ( « ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » 11 : 56 ( 2 ) . يعنى نيست دابّه و همه شاعرند و متحرّك ، مگر اينكه هويّت گرفته است ناصيهء آن را و مىكشاند به جانب خود ، و نواصى آنها اسماء الله - كه مربّيات آنهايند - بدرستى كه پروردگار من و اسم اعظم مربّى من - كه انسان كاملم - بر منتهاى راه راست است ، كه النفس الانسانية هى الصراط المستقيم .
( ( 2592 ) ) نقض توبه و عهد آن اصحاب بست * موجب مسخ آمد و اهلاك و مقت
ن 955 12 - ك 323 21
سبت : روز شنبه .
( ( 2598 ) ) مسخ ظاهر بود اهل سبت را * تا ببيند خلق ظاهر كبت را
ن 955 18 - ك 323 24
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء علق ، آيهء 3 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 56 . .