اوست « يا نور المستوحشين فى الظلم ، و يا مونسى عند وحشتى ، و يا انيس المريدين » ( 1 ) .
ن 410 13 - ك 146 18 زير زينت : انشاء الله تعالى متذكَّرى آن چه را پيش تفصيلى داديم ، كه اشياء همه مظاهر اسماء و صفات حقّند ، و مظهر فانى در حقيقت ظاهره است ، و آن چه شيئيت خود آنهاست شيئيت ماهيّتى است نه شيئيت وجود . و شيئيت ماهيّتى به لسان حكيم و عين ثابت به لسان عرفاء ، اگر چه عدم نيست ، ليكن وجود هم نيست ، نمودِ بود است . تعيّنها امور اعتباريست . پس زير زينت اسماء و صفات و وجود حقيقى سرابيست و نمودى كه ماهيّات و تعيّنات باشند . و زيرند چون در سلسله نزول زيراند و قابل اعتبارى و مادهء عقليّهاند و ماده معربِ مايه است و ماهيّت امكانيه مادهء ممكن است . و وجود صورت بمعنى ما به الشيء بالفعل و در ذات كه وجود را ندارد صفات را ندارد چه صفات مرجعشان وجود است - كما مرّ . پس روشن شد كه زير زينت اسماء و صفات ماده ايست كه ذاتى آنست بىزينتى . و در بعض نسخ زين و زينت است به نون يا به باء كه ف باشد . و اوّل ، اصحّ است . و وجه صحّت ثانى جهت عاريتى است و اگر مادة المواد حكيمانه مراد باشد تخصيص مىيابد به همين عالم جسمانى . و اگر خواهى بىزينتى ممكنات را ملاحظه كنى به مقام تكثير الواحد كه پيش اشارت رفت بيا و وجود و كمالات وجود را عايد كن به حق و ردّ امانت به صاحبش كن تا ببينى ماهيّات را ظلمات موحشه به قوّهء او و عين او بلكه در همين عالم طبيعى انوار اسفهبديه را كه مصاديق « نَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي » 15 : 29 ( 2 ) اند و نور الله از عناصر كه مواد و مطارح