( ( 4531 ) ) آن محمد خفته و تكيه زده * آمده سِر گِردِ او گردان شده
ن 608 1 - ك 210 21
آمده سر : يعنى در نهان .
گرد او : يعنى گرد آسمان و در خبر است كه جاى پيغمبر هنوز گرم بود كه معاودت فرمود .
( ( 4533 ) ) نجم ثاقب گشته حارس ديور ان * كه بهل دزدى ز احمد سِر ستان
ن 608 3 - ك 210 22 نجم ثاقب : ستاره كه نافذ النور و چون تير سوراخ كننده بود و راننده ديو را پاسبان آسمان بود و مىگفت به ديو كه واگذار دزدى را و به احمد كه رابط حادث به قديم است ملتجى شو و اين دزدى اشارتست به كريمه : « إِلَّا مَنِ اِسْتَرَقَ اَلسَّمْعَ فَأَتْبَعَه شِهابٌ مُبِينٌ » 15 : 18 ( 1 ) يعنى محفوظند آسمانها از ديو مگر آن كه دزديده استماع كنند پس دنبال كند آن را تير شهاب جدا كننده .
( ( 4540 ) ) نقش تن را تا فتاد از بام طشت * پيش چشمى كل آت آت گشت
ن 608 10 - ك 210 27
از بام طشت : يعنى چون تن طبيعى بىاعتبار شده در نظر روح امرى ، من راضى به قضا شدهام و هر چهايد آيد و هر چه بايد شايد گويم .
( ( 4542 ) ) بنگرم سِر عالمى بينم نهان * آدم و حوّا نرسته از جهان
ن 608 12 - ك 210 28
آدم و حوّا : كُنْتُ نَبِيّاً وَآدَم بَيْنَ الْماءِ وَالطَّين . ( 2 )
( ( 4543 ) ) مر شما را وقت ذرّات الست * ديدهام پا بسته و منكوس و پست
ن 608 13 - ك 210 29
وقت ذرّات الست : اين چند بيت اشارتست به آن كه خدا مرا دانا كرده به آغاز و مطلع ساخته بر سرّ قدر و آن چه در اعيان ثابته در نشاهء علميه از استدعاهاى ذاتيه متقرّر بوده و انجام بر وفق آغاز است .
منكوس : معكوس چنان كه حق تعالى خبر داده كه « وَلَوْ تَرى إِذِ اَلْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ » . 32 : 12 ( 3 )
( ( 4544 ) ) از حدوث آسمان بىعُمُد * آن چه دانسته بدم افزون نشد
ن 608 14 - ك 210 29
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء حجر آيهء 18 . .
( 2 ) منبع يافت نشد . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء سجده آيهء 12 . .