دخل نبود طبع را : چه قواى طبيعيه و حيوانيه در شب به سبب نوم آسايش مىكنند كه روز افعالشان جودت دارد و اگر شب نبودى كلال و ملال حاصل شدى و به زودى عاطل و باطل شدندى .
( ( 4425 ) ) گرمى تن را همىخواند اثير * كه ز نارى راه اصل خويش گير
ن 602 7 - ك 208 27
راه اصل خويش گير : و اگر در بين راه منقلب نشوند هر جزء به كل پيوندد .
( ( 4426 ) ) هست هفتاد و دو علت در بدن * از كششهاى عناصر بىرسن
ن 602 8 - ك 208 27
از كششها : زيرا كه چون تركيبشان به قسر است همواره در تقادم و تصادم مىباشند پس سوء تدبيرى معد مىشود اعتلال و انحلال را كه هر يك به اصل خود رجوع كنند .
( ( 4434 ) ) چون كه هر جزوى بجويد ارتفاق * چون بود جان غريب اندر فراق
ن 602 16 - ك 208 34
ارتفاق : رفاقت و اتّحاد .
( ( 4438 ) ) ميل جان در حكمتست و در علوم * ميل تن در باغ و راغست و كروم
ن 602 23 - ك 208 36
كروم : جمع كُرْم يعنى تاك .
( ( 4440 ) ) ميل و عشق آن شرف هم سوى جان * زين يُحب و يحبّون را بدان
ن 603 2 - ك 208 37 آن شرف هم : يعنى جانان . زين يحبّ و يحبّون : چند سطرى قبل از اين بر لسان جارى شد آيه « يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه » 5 : 54 ( 1 ) با شطرى از بيان و شطرى ديگر آن كه قرائت كرد قارى اين را در نزد شيخ ابى سعيد الميهنى و آن فرمود لا يحب الَّا نفسه يعنى اجمل و ابهى از خود ندارد تا متعلق محبت و عشق او واقع شود پس عشق به خود دارد و من عشق معشوقا عشق آثاره پس عشق به آثار از آن جهت كه آثارند عشق به مبدأ تراست و شطرى ديگر آن كه حروف مقطعه اين دوازده است به عدد دوازده برج ولايت كه عدد حروف لا إله الَّا الله و عدد حروف محمّد رسول الله است پس كلمه هُمْ آدم حقيقى و انسان كامل است كه اسم اعظم و مجلاى اتم حق است .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء مائده آيهء 54 . .