ن 578 4 - ك 200 22 چون نفخت : * ( فِيه مِنْ رُوحِي . 15 : 29 ( 1 ) ز ناى تن جدا : يعنى روح چون دم مبارك حق است و حق مجرد است پس دم مبارك مجرد است از ناى تن و آن از عالم امر است و تن از عالم خلق و در بعض نسخ ز ناى حق جدا يعنى رها شده و ناى حق اسرافيل است .
ن 578 5 - ك 200 22 تا نيفتد : و در بعض نسخ تا نگردد و هر دو به نفى است . نارهد : به نفى چنان كه در بعض نسخ كى رهد اشارتست به كريمهء « وَنُفِخَ فِي اَلصُّورِ » 18 : 99 ( 2 ) الآية و تحقيق مقام موقوفست بر آن كه دانسته شود كه نفخ در صور به سكون واو يا در صور به فتح واو بنا بر قرائت بعضى سه گونه است يكى نفخ در صور طبيعيه و ابدان ماديه كه مدلول قول خداست كه « نَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي » 15 : 29 ( 3 ) و از طرف حق يك نفخه است كو از طرف قوابل نفخات باشد و اين نفخه احياست مر صور طبيعيه را و دوم نفخه اماته است مر اين صور را كه مدلول قول خدا است كه « وَنُفِخَ فِي اَلصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَمَنْ فِي اَلأَرْضِ » 39 : 68 ( 4 ) و اين نفخه نيز از جانب حق يكى است ولى نسبت به قوابل نفخاتست و سيّم نفخهء احياء اخرويست مر صور برزخيه و اخرويه را كه مدلول قول خداست كه « نُفِخَ فِيه أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ » 39 : 68 ( 5 ) پس به اين نفخه ارواح تعلق مىگيرند به صور برزخيه و اخرويه و مستعمل آنها مىشوند و بعض عارفين فرمودهاند كه النفخة نفختان نفخة تطفئ النّار و نفخة تشعّلها يعنى