( ( 3849 ) ) درسشان آشوب و چرخ زلزله * نى زياداتست و باب سلسله
ن - ك 199 5 چرخ زلزله : مراد به تزلزل حركت و طلبشان است مر مطلوب حقيقى را و در بعض نسخ زلزله به عطف است و درس اينان آشوب چرخ و زلزلهء آن باشد به سبب آنست كه درس و سبقشان روى دوست بود و روى او به حركت و تزلزل انداخته كل را يا عقل كل كه به جنبش عشق انداخته افلاك را به طريق حكمت نظريهء بحثيّه با عقل كل در سلسلهء صعوديه بينونت عزلى ندارد و درس اينان مضمونش وصول با آنان است .
نى زياداتست : كه در برهان سلَّمى بر تناهى ابعاد گويند كه مثل درجههاى نردبان زيادات فرض مىكنند بعضى فوق بعض اوتار مثلث .
و باب سلسله : تسلسل .
( ( 3850 ) ) سلسلهء اين قوم جعد مشكبار * مسئلهء دورست ليكن دور يار
ن 573 16 - ك 199 6
سلسلهء اين قوم : در بيت صنعت مسلسل است .
ليكن دور يار : از صنعت قول بالمُوجَب است مثل صَبُوحٌ و لكن من حديث مردّد و نقل و لكن مِنْ مَحاسِن اَغْيَدِ و در فارسى چون ميزبان بود و ليكن به رباط ، نانم آورد و ليكن بدرم .
( ( 3851 ) ) مسئلهء كيس ار بپرسد كس ترا * گو نگنجد گنج حق در كيسه ها
ن 573 17 - ك 199 6
مسئلهء كيس : از مسائل حكمت طبيعى است كه آتش صاعقه مرور مىكند بر كيسه و زر را مىگدازد و كيسه را آسيبى نمىرساند چه زر مستحكم الجرم است مقاومت مىكند با آتش و كيسه خاصه متخلخل آن منافذ دارد و آتش صاعقه بسيار لطيف است نفوذ مىكند در مسامات و به سرعت تمام بيرون مىرود .
( ( 3852 ) ) گر دم خلع و مبارا مىرود * يد مبين ذكر بخارا مىرود
ن 573 18 - ك 199 7
خلع و مبارا : مخفف مبارات است و از موضوعات مسائل فقه است و اقسام طلاق و چون در خلع كراهت از جانب زن است نه مرد و در مبارات از دو جانب فرمود بد مبين ذكر بخارا يعنى كامل بدنه بيند نازنين جمله نازنين بيند .
( ( 3854 ) ) در بخارا در هنرها بالغى * چون بخوارى رو نهى ز آن فارغى
ن 573 20 - ك 199 8
در بخارا در هنرها : در بخاراى صورى چنان كه در وجه تسميه گفته شد .