أجِدُ المَلامَةَ فى هَواكَ لَذيذَةً
حُبَّاً لِذِكركَ فَليَلُمنِى اللُّوم
( ( 3415 ) ) كه مرا رنجى است مضطر گشته ام * من ز رنج از مخمصه بگذشته ام
ن 361 21 - ك 131 13
مخمصه : گرسنگى و شدّت .
( ( 3419 ) ) گفت اى رندان چه حال است اين چه كار * هيچ خمى در نمىبينم عقار
ن 362 4 - ك 131 15
عقار : ( به ضم عين و به قاف ) خمر .
( ( 3428 ) ) سجدگاهم را از آن رو لطف حق * پاك گردانيد تا هفتم طبق
ن 362 15 - ك 131 21 سجده گاه : حديث پيغمبر است كه : جُعِلَت لِىَ الارضُ مَسجَداً وَطَهُوراً ( 1 ) . يعنى خداوند قرار داده از براى من تمام زمين را مسجد و پاك ، كه هر جا امت من نماز كنند مجزى است ، و لازم نيست در معبدها باشد . و همهء زمين پاك و پاك كننده است .
( ( 3451 ) ) رحم آمد مر شتر را گفت هين * برجه و بر گردبان من نشين
ن 363 17 - ك 131 34
گردبان : ( به گاف فارسى ) نگهبان ، كنايه است از گردن و غير آن از اعضاء شتر . و شايد نسخهء صحيح « بر گردن من بر نشين » بوده .
( ( 3455 ) ) چون نه اى كامل دكان تنها مگير * دست خوش مىباش تا گردى خمير
ن 363 21 - ك 131 36
دست خوش : كنايه از عاجز و زبون است .
( ( 3456 ) ) انصتوا را گوش كن خاموش باش * چون زبان حق نگشتى گوش باش
ن 364 1 - ك 131 37 انصتوا : اشارت است به كريمهء : وَإِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاستَمِعُوا لَه وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ ( 2 ) يعنى هر گاه خوانده شود قرآن پس گوش بدهيد و خاموش باشيد ، شايد خدا بر شما رحم نمايد .
( ( 3464 ) ) سرورى زهرست جز آن روح را * كو بود ترياق لانى ز ابتدا
ن 364 9 - ك 131 41
ترياق : پاداش سم .
لان : از كلماتى كه به معنى جاى انبوهى و بسيارى است ، چون ساز و زار و ستان ، كه گويند نمكسار و گلزار و گلستان . همچنين گويند نمك لان و ترياق لان .
يا غياثى عند كلّ كربة
يا معاذي عند كلّ شدّة
ن ندارد - ك 132 10
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلي ، ج 2 ، ص 14 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 204 . .