تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
اگر بر ديدهء مجنون نشينى به غير از خوبى ليلى نبينى
به علاوه آن كه ، اشاره شد كه تمثيل به جاندار و بىجان مراد است ، و سالك بايد اثرى از آثار حق را از آن جهت آثار اوست حقير نبيند . و اگر خطور حقارت كند ، توبه و انابه كند . وَمَن أحَبَّ شَيئاً أَحَبَّ آثارَه . مجنون سگ ليلى را عشق داشت ، گفتند : مجنون عشق تو با اين سگ چيست ؟ گفتا : روزى به كوى ليلى مىگشت . وَمِن أشعارِه :
اُقَبِّلُ أرضَاً سارَ فيها جِمالُها فَكَيفَ بِدارٍ دارَ فيها جَمالُها
( ( 728 ) ) النَّبىّ قد ركب معرورياً * و النبى قيل سافر ماشيا
ن 234 22 - ك 90 26 معرورياً چون معشوشباً . يعنى مركب برهنه . و گفته مىشود كه « اعرورى الفرس » يعنى سوار مىشد اسب را برهنه . و در نهج البلاغه جناب امير المؤمنين على - عليه السلام - آورده است كه حضرت رسول ( ص ) بود كه مركب عارى سوار مىشد و بود عيسى بن مريم ( ع ) كه مخدّه اش يا وساده اش حجر بود و چراغش در شب قمر بود و بود موسى بن عمران ( ع ) كه نمودار مىشد سبزى گياه از پوست شكمش يعنى بس كه آن حضرت قناعت داشته به گياههاى خوردنى . ( 1 )
( ( 731 ) ) هيچ وازر وزر غيرى بر نداشت * هيچ كس ندرود تا چيزى نكاشت

ن 235 3 - ك 90 28 هيچ وازر : بار بردارنده . وزر : بار و ثقل . اشارت است به كريمهء * ( وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى 6 : 164 ( 2 ) .

( ( 737 ) ) كز اگر گفتن رسول با وفاق * منع كرد و گفت آن هست از نفاق

ن 235 9 - ك 90 31 رسول با وفاق : فرمود : إيَّاكُمْ وَاللَّوَّ فَإنَّ لَو مِنَ الشَّيطانِ ( 3 ) يعنى بپرهيز از « اگر » ، كه اگر از شيطان است .

اى بسا كس مرده در بوكه مگر از جمال عافيت ناخورده بر
ن ندارد - ك 90 32 بوكه : مخفف بوده باشد كه چنين و چنان شود .
( ( 750 ) ) نام هر يك مىبرد غول اى فلان * تا كند آن خواجه را از آفلان
ن 235 22 - ك 91 6 آفلان : غروب كنندگان . يعنى نور فطرت و نور علم و عمل چون غروب كند او غروب كرده ، چه او در معنى روح است و روح در اول بالقوه است و به صور بالفعل مىشود و فعليت بايد به معارف
هامش
( 1 ) مسند احمد ، ج 5 ، ص 59 - جامع الصغير ، ج 2 ، ص 116 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فاطر ، آيهء 18 . .
( 3 ) مسند احمد ، ج 2 ، ص 366 . .