وجه الله .
( ( 1997 ) ) كفر هم نسبت به خالق حكمت است * چون به ما نسبت كنى كفر آفت است
ن 98 11 - ك 41 14
حكمت است : ابروى كج ار راست بُدى كج بودى
( ( 1998 ) ) ور يكى عيبى بود با صد حيات * بر مثال چوب باشد در نبات
ن 98 12 - ك 41 15
چوب باشد در نبات : بلكه چوب نبات مىشود از اثر مصاحبت . گِل چو شود قرين گُل گيرد رنگ و بوى او .
( ( 2000 ) ) پس بزرگان گفتهاند نى از گزاف * جسم پاكان عين جان افتاد صاف
ن 98 14 - ك 41 16
گفتهاند نى از گزاف : اين نسخه اصح است ، و همچنين :
( ( 2001 ) ) گفتشان و نقششان و نفسشان * جمله جان مطلق آمد بىنشان
ن 98 15 - ك 41 16
گفتشان و نقششان و نفسشان : بعلاوهء جناس خطى ، و چون جمله جان آمد در شأن ايشان آمده كه جسد ايشان تلاشى ، بلكه كهنگى و اندراس ندارد و جسد نبى سايه ندارد ، بعلاوهء اسرار ديگر .
( ( 2002 ) ) جان دشمن دارشان جسم است صرف * چون زياد از نزد او اسمى است صرف
ن 98 16 - ك 41 17
چون زياد از نزد او اسمى است صرف : يا اسم است و حرف ، يعنى از ياد حق و ذكر حق در نزد دشمن لفظ صرف و حرف محض است و از معنى خبرى نيست .
( ( 2003 ) ) آن به خاك اندر شد و كل خاك شد * اين نمك اندر شد و كل پاك شد
ن 98 17 - ك 41 17 آن به خاك اندر شد : چنان كه شيخ شهاب الدين سهروردى - قدس الله نفسه و روّح رمسه - در بيان شطحيات بعض عرفا مىفرمايد كه چنان كه اهل غفلت از ذات و باطن ذات خود فراموش دارند و أنا مىگويند و تن را مىخواهند * ( نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ 59 : 19 ( 1 ) ، همچنين اهل ذكر از تن و عالم طبيعت و لوازم آن فانى مىشوند و فراموشى دارند سواى مذكور و به جايى مىرسند كه أنا مىگويند و مذكور را مىخواهند . بابا افضل فرمود :
تو او نشوى ولى اگر جهد كنى
جايى برسى كز تو تويى برخيزد
( ( 2005 ) ) اين نمك باقى است از ميراث او * با تواند آن وارثان او بجو
ن 98 19 - ك 41 18
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حشر ، آيهء 19 .