اينك مناسب است نظرى به اين آيات كه حقيقت را روشن مىسازد و دروغ دروغگويان و كسانى را كه انديشههاى آنان متأثّر از دروغهاى رايج است برملا مىكند ، آنجا كه مىفرمايد : « هيچ زن و مرد مسلمانى را [ حق ] آن نيست كه چون خدا و رسول او امرى را تقدير كنند براى آنان در كار خود انتخابى وجود داشته باشد و هر كس خدا و رسول او را نافرمانى كند به گمراهى آشكارى در افتاده است و آن هنگام كه به آن كسى كه خداوند به او نعمت بخشيده و تو نيز بر او نعمت نهادى مىگفتى همسرت را براى خود نگهدار و از خدا پروا كن و آن هنگام كه در دل خود چيزى را نهان مىساختى كه خداوند آن را آشكار مىكند و [ آن هنگام كه ] از مردم بيم داشتى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بيم بدارى » « 7 » . آنچه اين آيات بدان اشاره دارد كه رسول خدا ( ص ) پنهان مىداشت همان فرمان پروردگار به آن حضرت مبنى بر ازدواج با زينب پس از طلاق او از سوى زيد بود كه خداوند اين طلاق را تقدير كرده بود و اين همان چيزى است كه خداوند با نزول وحى آن را آشكار ساخت و بنابراين نه عشقى در كار بوده است و نه دوستى و محبّتى مراد از آنچه اين آيه بدان اشاره دارد كه پيامبر از اين بابت نگران بود كه ازدواج با همسر سابق فرزند خواندهاش دستاويزى به دست دشمنان و منافقان و بدخواهان و نفاق افكنان شود زيرا چنين ازدواجى از محرّمات جاهليّت بود و شگفتآور اين در حالى بود كه پيامبر ( ص ) مىبايست از مردم بيم نداشته باشد بلكه از خدا بترسد ، چرا كه خشنود كردن مردم با چيزى كه حق نيست آن هم از مردمى كه خود مردم را به حق دعوت مىكند و بانگ حقيقت را بر مىآورد سزاوار نمىباشد .
سپس در ادامهء آيات پيشگفته از همين سوره خداوند دربارهء آن مسألهاى كه رسول او از مردم پنهان مىداشت چنين مىفرمايد : « چون زيد نياز خود را از او برآورده ساخت ، او را به همسرى تو درآورديم تا بر مؤمنان در مورد [ ازدواج با ] همسران فرزند خواندههايشان پس از آن كه آنان نياز خود را از ايشان
هامش
( 7 ) - همان / 37 .