تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
رسول اكرم ( ص ) قرار داشت . در اين ميان خانوادهء او كه در جستجوى وى بودند ، او را در نزد آن حضرت يافتند و خواستار آن بودند تا با پرداخت بهاى وى او را از بردگى آزاد كنند . اما پيامبر ( ص ) به آنان فرمود : « او اگر خود بخواهد در اختيار شماست » . ولى چون خانوادهء او خواستند وى را با خود ببرند ، او اين را ترجيح داد كه در كنار رسول اكرم ( ص ) بماند و آن حضرت نيز او را آزاد كرد و براى احترام و گراميداشت او وى را فرزند خوانده خود خواند و بر اساس رسم رايج در آن زمان وى را به خود ملحق ساخت و از آن پس او زيد بن محمد خوانده مىشد . پس از چندى زينب بنت حجش كه از يك خاندان اصيل قريش بود با زيد ازدواج كرد ، بدين عنوان كه زيد يك مرد قرشى است و قريش از با اصالت‌ترين بزرگوارترين و گرانقدرترين اعراب است ، آن گونه كه قرآن كريم نيز آنان را گرانقدرترين مردم خوانده و مىفرمايد : « رسولى بر شما آمده است كه از گرانقدرترين شماست » « 4 » . اما در پى نزول آيات تحريم فرزند خواندگى و نفى الحاق فرزند خوانده اين زن ديگر به ادامهء زندگى با زيد بىعلاقه شد ، چرا كه ديگر زيد بن محمد نبود بلكه بر اساس هويّت واقعى خود زيد بن حارثه بود . در اين ميان زيد از اين كه همسرش به برترى نسبى خود بر او مىبالد به رسول خدا ( ص ) شكايت مىكرد و آن حضرت نيز به او مىفرمود : « همسر خود را نگه‌دار و از خدا پروا كن » « 5 » . از سويى ديگر خداوند به رسول خود فرمان داد زيد را از طلاق همسر خود نهى نكند چرا كه خداوند در اين باره تقديرى ديگر كرده است « و هيچ زن و مرد مؤمنى را آن [ حق ] نيست كه چون خدا و رسول او امرى را تقدير كنند براى آنان در
هامش
( 4 ) - ترجمه بخشى از آيه 118 سوره توبه و ترجمه عبارت « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ » ، البته مشروط به آن كه كلمهء اخير به فتح فاء قرائت شود . ( 5 ) - احزاب / 37 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 687 | حسين صابري / محمد أبو زهرة