تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
بودند يك ملّت محسوب مىشدند . امّا رسول خدا ( ص ) با اين يهوديان از يك‌سو برخوردى مسالمت‌آميز داشت و از سوى ديگر هشيارى و مراقبت خود را نسبت به آنان حفظ مىكرد ولى آنان با او نيرنگ و حيله مىورزيدند غافل از آن كه خداوند حيله‌هاى آنان را تباه مىسازد . در اينجا توجّه خوانندگان را به اين حقيقت معطوف مىداريم كه غزوات رسول خدا هر يك بيش از يك ماه به طول نمىانجاميد . چنين مدّتى در مقايسه با عمر دعوت اسلامى [ يعنى بيست و سه سال ] مدّتى كوتاه است و بدين وصف اين غزوات بسان عارضه‌هايى گذرا كه مىآيد و مىرود مىنمايد . امّا در غير اين مدّت يعنى در زمانى كه جنگى و غزوه‌اى وجود نداشت رسول خدا ( ص ) به تبليغ رسالت پروردگار خويش ، بيان شريعت الهى ، دفاع از عقيده و مكتب اسلام در مقابل يهوديان و مشركان از طريق اقامهء ادلّه و براهين روشن مشغول بود و در اين راه از هيچ كوششى فروگذار نمىكرد ؛ به مجادله مىپرداخت ، تبليغ مىكرد ، تعليم مىداد ، به حفظ قرآن وا مىداشت و به تعليم حكمت مىپرداخت و مردم در هر سو سخنان او را بر زبان داشتند و از كرده‌هاى او حكايت مىكردند و بدين طريق تبليغ رسالت پيش مىرفت .

زمينه‌ها و علل نبرد احزاب

465 - سياق وقايع تاريخى چنين نشان مىدهد كه قريش دچار تزلزل روحيّه شده بود و از بيم آن كه از محمّد ( ص ) و سپاه او شكست بخورند نمىخواستند بتنهايى عليه مسلمانان وارد نبرد شوند . آنان به همين دليل [ و فاصلهء احد تا احزاب ] در مدّت دو سال كامل ، عليرغم اين كه از سوى كسانى چون قبايل غطفان و ديگر خيانت پيشگان و حيله‌ورزان عليه مسلمانان تحريك مىشدند ، براى هيچ نبردى عليه آنان پيش قدم نشدند ، چرا كه آنان از رويارويى با مؤمنانى بيم داشتند كه در پى حيات جاويد و سراى آخرتند و جان خود را از تقديم كردن در پيشگاه خدا و از