تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
كردند كه خداوند چون ديگر زندگان يك جسم مادّى است و البتّه اين گمان آنان نيز از رسوبات همان انديشه و مكتب مادّى بود . آنان گفتند : « اى محمّد براى ما توصيف كن كه شكل و قيافهء او چگونه و دست و بازوى او چه سان است ؟ » . رسول خدا ( ص ) ديگر بار بر آشفت و با آنان تندى كرد . پس جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و پاسخ اين پرسش را چنين آورد كه « آنان خدا را آنچنان كه بايد نشناخته‌اند . همه زمين در روز قيامت در چنگ اوست و آسمانها به دست او درهم پيچيده شده است . او منزّه و برتر است از آنچه آنان در آن باره شرك ورزند » « 18 » . اين نمونه‌هايى از گفتگوها و پرسش و پاسخهايى است كه ميان يهوديان و پيامبر ( ص ) صورت گرفت ؛ يهوديانى كه در بند هيچ فكر و منطق و علمى به كتاب خدا و در بند هيچ ايمانى به خداوند يگانه يكتا و فرد و صمد بىهمتا و پروردگار شنوا و دانا نبودند و پيامبرى كه علىرغم سوء نيّت آنان به نيكوترين شيوه به مجادله با آنان پرداخت تا اين فرمان الهى را تحقق بخشد كه « با اهل كتاب جز بدان شيوه كه برترين است مجادله نكنيد » « 19 » . اكنون يهوديان و آثار پيروزى جنگ بدر بر آنان و نيز اين بحث را وا مىگذاريم كه آنان چگونه نفاق ورزيدند و به آزار روانى [ يا جنگ روانى عليه ] مسلمانان در اشكال گوناگون آن پرداختند و چگونه رسول خدا ( ص ) و مؤمنان كه در ميدان نبرد رو در روى مشركان پايدارى كرده بودند در مقابلهء يهوديان نيز پايدارى از خود نشان دادند و چگونه به شر آفرينى اين گروه در ميدان دسيسه و سخن چينى و خيانت و تلاش در ايجاد ضعف در ميان مسلمانان يا در اصطلاح امروز جنگ سرد آگاهى داشتند و [ با اتّكاى به اين آگاهى ] پايدارى مىورزيدند و بدين ترتيب در دو جبهه پيروز شدند و همين پيروزى زمينه ساز ديگر رخدادهاى تاريخ اسلام شد .
هامش
( 18 ) - زمر / 67 . ( 19 ) - عنكبوت / 46 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 447 | حسين صابري / محمد أبو زهرة