تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
242 - آنان آنچه را مىخواستند تقاضا كردند ، نه براى آن‌كه ايمان آورند ، بلكه براى آن‌كه پيامبر ( ص ) را در حرج قرار دهند و قدرت مجادلهء خود را آشكار سازند كه آنان به تعبير قرآن « مردمى كينه‌ورز » هستند . شايد يكى از شواهدى كه نيّات حقيقى اين مردم را برملا مىسازد گفتهء آن مرد هاشمى و زادهء عاتكه بنت عبد المطّلب است كه گفت : « به خداوند سوگند ، اگر چنين نيز كنى ، گمان دارم باز هم تو را تصديق نخواهم كرد » . گويا وى با اين گفتهء خود تصريح مىكند كه انكار دعوت رسول خدا ( ص ) مقدّم بر هر دليلى و در دلهاى آنان جاى گرفته است و حتّى به فرض ظهور آن آيات و نشانه‌هايى كه تقاضا كردند ، از آن بيرون نمىآيد . بدين‌سبب ، اگر خواسته‌هاى آنان برآورده مىشد ، آنان جز به سركشى خويش نمىافزودند و آن‌گونه بودند كه خداوند دربارهء آنان مىفرمايد : « آنان سخت‌ترين سوگند را ياد كردند كه اگر آيتى بر آنان فرو رسد ، ايمان مىآورند . بگو ، آيات در پيشگاه خداوند است و چه مىدانيد كه اگر اين آيات نيز بر آنان آيد ، ايمان نمىآورند . آن‌سان كه نخستين بار نيز ايمان نياوردند ، ما دل و ديدهء آنان را باژگون سازيم و آنان را در طغيان و سركشى خود واگذاريم كه هرچه بيشتر در آن فرو روند . اگر ما حتّى فرشتگان را بر آنان فرود مىفرستاديم ، مردگان با آنان سخن مىگفتند و همه‌چيز را پيش چشمان آنان گرد مىآورديم ، آنان كسانى نبودند كه ايمان بياورند ، مگر آن‌كه خداوند بخواهد . امّا بيشتر آنان نادانند » « 9 » . خواسته‌هايى كه آن مردم پيش آوردند ، براى درمانده ساختن مخاطب خود بود ، نه در جستجوى دليل ، چه ، آنچه را محمّد ( ص ) آورده بود حق بود و خود به خود روشن و آشكار و به سبب همين حقّانيّت مؤمنان از آن پيروى كردند . افزون بر اين ، سخنانى كه پيامبر ( ص ) بر مردم مىآورد با خود دلايلى به همراه داشت حاكى از آن‌كه اين سخنان از پيشگاه خداوند نازل مىشود و قرآنى پيراسته از كژى است كه گمراه را رهنمون مىگردد و راه پويان در ظلمت را راه مىنماياند . آن همان
هامش
( 9 ) - انعام / 111 - 109 .