تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
امّا لازم است در اين‌جا بدانيم كه پنهان كارى در اين دوران شامل نهان كردن دعوت نمىشد ، چه ، پيامبر ( ص ) هشدارهايى را كه بر او نازل مىشد و بشارتهايى را كه همراه داشت بر مردم آشكار مىساخت و آنچه را پنهان مىكرد برگزارى آيينهاى عبادى بود كه خداوند جهانيان مردم را بدان فرا خوانده بود . به دليل همين ابراز عقايد بود كه مؤمنان بىپناه و پيامبر اكرم ( ص ) گرفتار ستم شدند . البتّه اين دوران پيش از زمانى بود كه حمزه و عمر اسلام آوردند و مسلمانان در صفوفى استوار و در حالى كه آشكارا از اسلام سخن مىگويند به رويارويى مشركان برخيزند و قدرت شرك را به قدرت خداوند و نيروى حق به مبارزه بطلبند و در اين راه صبر را هرچند تلخ باشد پيشه كنند و آن را گواراى خويش دانند . پس از طىّ دوران دعوت پنهانى اين دعوت كاملا آشكار شد و همين بود كه به نور حق و به تابش اخلاص صفهاى مشركان را مىشكافت ، آن هنگام كه خداوند رسول خود را با فرمانى روشن و قاطع مخاطب ساخت كه « آنچه را بدان امر مىشوى آشكار ساز و از مشركان روى برتاب » « 41 » . پس از نزول اين آيه ، پيامبر ( ص ) به آشكار ساختن دعوت خود در مقابل مشركان و مجادله با آنان به وسيلهء قرآن كريم و نيز با اطمينان دادن به مؤمنان به حقيقت در آنچه مردم را بدان فرا مىخواند به پايدارى در مقابل مشركان پرداخت ، با قرآن با آنان جدل مىكرد ، آن كتاب را بر ايشان مىخواند و آنان را به اين مبارزه مىطلبيد كه همانندى براى آن بياورند . آنها نيز در مقابل او را تهديد مىكردند ، وى و خانواده‌اش را مىترساندند ، بنى هاشم را در محاصرهء اقتصادى قرار مىدادند و آزارهايى به آنان روا مىداشتند كه در فصول آينده به بيان آنها خواهيم پرداخت . بنى هاشم - به استثناى ابو لهب - و نيز بنى مطلب در كنار او در صفى واحد قرار گرفته بودند و بيشتر آنها به نام خويشاوندى با او همراهى مىكردند و عده‌ّاى
هامش
( 41 ) - حجر / 94 .