را مورد انذار و مخاطب دعوت قرار داد .
مرحلهء چهارم : دعوت اعراب و به گفتهء ابن قيم هشدار دادن مردمى كه هيچ پيامبرى پيش از آن نيامده بود مگر آنكه به وى ايمان آوردند . اين مردم همان اعراب جزيرة العرب هستند ، اعم از دور و نزديك و اعم از ساكنان شهر و باديه .
بدينترتيب در اين مرحله دعوت رسول خدا همه كسانى را كه به زبان عربى سخن مىگفتند شامل شد ، بىهيچ تفاوتى ميان دور و نزديك .
مرحلهء پنجم : كشاندن تبليغ دعوت به ميان اقوام غير عرب يعنى روم ، ايران ، حبشه ، مصر و شام كه اين كار با اعزام فرستادگان ، فرستادن نامهها ، روانه كردن مبلّغان و سرانجام تجهيز سپاههايى صورت گرفت كه به دفاع در مقابل مهاجمان يا كسانى برآمد كه در تلاش براى تهاجم بودند ، مانع گسترش دعوت اسلام مىشدند و به ملّتها اجازه نمىدادند تا به شناخت اين دين دست يابند و به همين دليل ، جهادى لازم بود تا راه راست از گمراهى و هدايت از ضلال روشن گردد و پس از روشن شدن حقايق ، ملّتها براساس دليل و برهان راهى را كه مىخواهند انتخاب كنند : « هيچ اكراهى در دين نيست و راه راست از گمراهى جدا و روشن شده است . پس هركس به طاغوت كفر ورزد و به خداوند ايمان آورده به ريسمانى استوار چنگزده كه هيچ گسستنى نيست و خداوند شنوا و آگاه است » « 40 » .
پيامبر اكرم در طىّ ساليان دعوت خويش اين مراحل پنجگانه را سپرى فرمود ، هرچند تفاوت ميان مرحلهء دوّم و سوّم و جدا كردن آن دو از يكديگر بسيار دشوار است ، زيرا اين دو مرحله تقريبا يك مرحله به شمار مىروند . و مرحلهء نخست نيز يكى از مراحل دعوت به شمار نمىرود ، بلكه زمينه و خاستگاه آن است ، مگر آنكه مراد ابن قيم از مرحلهء نخست همان دورانى باشد كه از نزول
هامش
( 40 ) - بقره / 256 .