از ديگر غرايب اين عقيده آن است كه سعى مىكند ميان يگانهپرستى و تثليث نوعى آشتى و سازش برقرار كند و به همين خاطر تصويرى پيچيده و سخت ارائه مىدهد . امّا با وجود همين تناقض و تصوير پيچيده ، اين عقيده از سوى انديشمندان جامعهء خود با مقدارى ترديد مورد تأييد و باور قرار مىگيرد و از سوى عوام مورد پذيرش مطلق واقع مىشود .
169 - اعراب نيز در حيرت و سرگردانى شديدترى به سر مىبردند ، هر چند زندگى آنان اين امكان را بديشان نمىبخشيد كه در زمينهء عقايد به تأمّل و تفكّر بپردازند و چه بسا اگر به تأمل مىپرداختند و پيروى كوركوانه از گذشتگان بر آنان چيره نبود و چنين نمىگفتند كه « ما پدران خويش را بر آيينى يافتيم و در پى آنان بدانان اقتدا مىكنيم » « 1 » ، مىتوانستند - همه يا لااقل برخى - به صواب دست يابند ، آنگونه كه « حنيفان » از عهدهء اين مهم برآمدند و قبل از بعثت تعداد معدودى در رديف اين گروه قرار داشتند .
حيات روحى اعراب در ميان توحيدى جزئى و بتپرستيى جانبى در اضطراب و در حركت بود . آنان از يك سو از ابراهيم پيروى مىكردند و چنين عقيده داشتند كه تنها خداوند آفريدگار هستى ، پديدآورنده و تدبير كنندهء آن است و به عبارتى ديگر بدينترتيب به توحيد در خلقت و هستى بخشى عقيده داشتند و از سويى ديگر ، سنگهايى را كه نه سودى مىرساند و نه مىتواند ضررى به بار آورد ، شريك خداوند در امر پرستش قرار مىدادند و بر اين گمان بودند كه پرستش بتان آنها را شفيعانى برايشان قرار مىدهد كه به شفاعت خواهند پرداخت .
در اين ميان ، بشاراتى به آمدن پيامبرى كه به زودى مبعوث خواهد شد در سرزمينهاى عربى به گوش مىخورد و بر زبان برخى از اعراب جارى مىشد ، آن گونه كه از قسّ بن ساعده ايادى نقل شده كه در يكى از خطبههاى خود چنين يادآور
هامش
( 1 ) - زخرف / 23 .