تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
بر شام سلطه مىراندند قرار داشتند و در دوران دقلطيانوس عذابى سخت دامنگير آنان شد و قتل عامها و خونريزيهايى در آن سرزمين به راه افتاد كه تاريخ آن را ثبت كرده است . تاريخ قبطيان نيز اين قتل عامها را ثبت كرده ، از روميان با تعابيرى حاكى از ننگ و عار و از مصريان قديم با افتخار ياد مىكند و قبطيان عصور بعد را به درس گرفتن از آنها فرا مىخواند . هنگامى كه در ثلث اوّل قرن چهارم ميلادى كنستانتين امپراتور روم به مسيحيّت گرويد ، اين خود سرآغاز راهى شد بر سايه افكندن انحراف بر آيين مسيح . در اين دوران ، سركوبى كه متوجّه مسيحيان بود به يهوديان انتقال يافت و آنان جام شكنجه و عذاب چشانيده شدند و از آن نوشيدند . سپس نوعى ديگر از مظلوميّت و ستمديدگى پديدار گشت ، بدين‌ترتيب كه پس از انحراف كليساى روم از عقيدهء يگانه‌پرستى به تثليث اين كليسا در برخى از جزئيات عقايد مسيحى با كليساى مصر به مخالفت پرداخت و بدين‌ترتيب ، فشار و ستم به ميان خود مسيحيان كشانده شد و دو فرقه نسطورى كه نمايندهء عقيدهء روم بود و يعقوبى كه نمايانگر عقايد مصر به شمار مىرفت شكل گرفت . اين نخستين اضطراب و آشفتگى فكرى در عقيدهء مسيحيت انحراف يافته بود كه به امورى ذاتا نامعقول انجاميد ، از اين قبيل كه مسيح پسر خداست و او از آسمانهاى بالا آنجا كه خداوند پدر او قرار دارد ، فرود آمده و در زمين تجسّم يافته است تا گناه آدم در نافرمانى پروردگار خود و خوردن از « شجرهء ممنوعه » بخشيده شود . در اين ميان يكى از نكات عجيب و شگفت‌آور آن بود كه پاك كردن آن معصيت نخستين به وسيلهء فرو رفتن در معصيت ديگرى بزرگتر و عميقتر از آن يعنى قتل همانكه در نظر آنان پسر خدا بود صورت بگيرد . اين در حالى است كه عقل هرگز چنين معنايى را درك نمىكند و نمىپذيرد كه نافرمانيى كه در پيشگاه خداوند سنگينتر است ، كفّارهء گناهى كوچكتر و سبكتر و بلكه كفّارهء يك فريبى باشد كه انسان به وسيلهء دشمنى پر كينه و گنهكار بدان گرفتار شده است .