در آسايش نمونهاى از انسانيّت كامل بود . چه ، نه فقر او را در خاك مسكنت نشاند و نه تنگدستى او را ذليل و خوار ساخت . بلكه وى با عزّت و صبورى پايدارى كرد ، با كرامت و بزرگوارى قناعت ورزيد ، براى كسب رزق و روزى خود جدّيّت كرد و كوشيد تا با نيروى كار و تلاش از تنگناى فقر بيرون رود و با غناى نفس و صفاى دل از سختيهاى زندگى برهد . او مردى فقير ، امّا فقيرى با عزّت نفس و كرامت و اهل كار و كسب درآمد حلال بود . وى به همين سبب در دوران فقر و تنگدستى خويش هرگز نگفت كه « پروردگارم مرا خوار ساخته است » . او با ضعيفان زيست و ضعف و احساس آنان را درك كرد و هرگز در پى آرزوها و آرمانهاى دروغين ندويد .
پس از اين دوران ، خداوند او را به وسيلهء دارايى و ثروت مورد آزمايش قرار داد و او در اين دوره نيز سپاسگزارى بود كه خير و بركت را بر ديگران فرو مىباريد و از حق مال و ثروت ، هم در نحوهء كسب و هم در نحوهء مصرف آن آگاهى داشت و بدينترتيب ، جز از حلال درآمدى كسب نمىكرد و جز در راه حلال به مصرف نمىرساند . او در كسب درآمد و ثروت و در مصرف آن براى ديگران سودمند بود ؛ چه ، هم در آمد او از حلال بود و هم مصرف آن در كارهاى حلال و روا .
از ديدگاه اجتماعى نيز ثابت شده است كه كسب حلال آن است كه به گونهاى منفعت عمومى در آن وجود داشته باشد . به عنوان مثال ، كشاورزى كارى حلال است ، زيرا در طىّ اين كار و از طريق كشت و زرع و ميوههايى كه از زمين گرفته مىشود ، خوراك و پوشاك براى مردم فراهم مىآيد . كار كردن با نيروى بازو نيز كسبى حلال است ، زيرا از طريق صنعتها و فنونى كه در آن نيروى بازو به كار گرفته مىشود ، منافعى عمومى به وجود مىآيد . تجارت نيز نمونهء ديگرى از كار حلال است ، زيرا از طريق آن ، كالاهايى از ديگر سرزمينها براى مردم آورده مىشود كه عادة مردم به آن سرزمينها سفر نمىكنند و علاوه بر اين ، اين كار وسيلهاى است براى توزيع خيرات و بركات زمين بر همهء مردم به گونهاى كه هيچ سرزمينى از اين نعمتها بىبهره نمىماند و در هيچ سرزمينى نيز كسى به دليل برخوردارى فراوان از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: حسين صابري
ص٢٩٣