هيچ گرسنهاى را نمىيافت مگر آنكه او را سير مىكرد و هيچ يتيمى كه گرد غربت بر صورتش نشسته نمىديد مگر آنكه او را سربلند مىساخت . وى پيوسته در جستجوى كاستيها و نيازهاى ديگران بود تا اين شكاف را پر كند .
او در پيرامون خود نگريست و سرپرست و دوستدار خود ابو طالب را در گرفتارى و تنگدستى ديد . پس نزد عمويش عبّاس كه مردى ثروتمند بود رفت و گفت : « بيا تا هر يك از ما يكى از فرزندان ابو طالب را بر عهده گيريم تا گرفتاريهاى او كمتر گردد » . بدينترتيب ، آن دو به حضور ابو طالب رفتند ، اين پيشنهاد را به او عرضه داشتند . وى نيز در پاسخ گفت : « عقيل را براى من بگذاريد و هر كدام را مىخواهيد برداريد » . پس رسول خدا ( ص ) على را و عبّاس جعفر را بر عهده گرفت و بدينسان ، على فرزند رسول خدا شد كه در مكتب نبوّت پرورش يافت .
هركس در پيرامون رسول خدا ( ص ) بود ، از يارى و بركت و از برخورد خوش او بهرهمند شد ، گويا او بر اموال خديجه تسلّط يافته بود تا ثمرات اين اموال را در راه خير پخش كند ، خيرات و بركاتش همگان را در برگيرد و فضل و بخشش او بيش از پيش شود .
در زمانى كه قريش هم از طريق معامله و هم از طريق ربا به كسب در آمد مىپرداخت و يكى را شبيه ديگرى مىدانست و چنين مىگفت كه « خريد و فروش همانند رباست » ، محمّد ( ص ) تنها از طريق خريد و فروش حلال به كسب درآمد مىپرداخت و حاضر به كسب درآمد از طريق حرام نبود . او در كنار اين امر ، گرفتاران و درماندگان را از كمك و امداد خويش برخوردار مىساخت و روشن است كه چنين كسبى پر درآمد و پر بركت خواهد بود .
در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا زندگى رسول خدا ( ص ) از تنگدستى شروع شد و به چنين ثروتى رسيد ؟
پاسخ چنين سؤالى آن خواهد بود كه در زندگى رسول خدا ( ص ) قبل از بعثت ، در گرفتارى و گشايش ، در دوران ناخوشاينديها و دوران خوشيها ، در سختى و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: حسين صابري
ص٢٩٢