سازگارى و انسجام مىيابد و همين قول نيز قولى مستند و اقوال جز آن فاقد هرگونه سند است .
امّا دربارهء سنّ خديجه در هنگام اين ازدواج ، قول مشهور همان چهل سال مىباشد ، هر چند اقوال ديگرى مبنى بر 35 و 25 سال نيز وجود دارد ، امّا اين دو قول اخير از هيچ سند و مدركى برخوردار نيست . از ديگر سوى ، تاريخ پيوسته بر آنچه مشهور است و سندى نيز دارد اعتماد و بدان استناد مىكند . با اين وصف هيچ اختلافى ميان سيره نويسان در اين امر وجود ندارد كه سنّ آن بزرگ كه خداوند او را جزايى نيكو دهد در اين هنگام چهل سال بود و هر قولى كه جز اين را اثبات كند ، سخنى بىاساس است كه سيره نويسان و محقّقان آن را تأييد نمىكنند .
ما نيز از آن كسانى نيستيم كه مشتاق نوآورى و ابراز عقايد تازه باشيم . زيرا ، اگر چه در برخى از علوم نوآورى و ابراز عقايدى نامأنوس كارى رواست ، امّا در تاريخ هرگز چنين چيزى مجاز دانسته نمىشود ، چرا كه در تاريخ در پى عقايد نامأنوس رفتن انكار حقايقى مشهور و پذيرش چيزهايى مخالف مشهور و فاقد سند است .
حقايق در تاريخ همان امورى است كه شهرت يافته است و آنچه جز آن باشد ، پذيرفته نمىشود ، مگر آنكه دلايل استوارى وجود داشته باشد كه عقيدهء مشهور را مورد تكذيب قرار دهد و حقايقى ديگر را كه مشهور از آن سخن نگفتهاند ، به اثبات برساند . خداوند خود به حقيقت امور آگاه است .
خداوند او را بىنياز ساخت
110 - محمّد ( ص ) يتيم ديده به جهان گشود و به يتيمى نيز بزرگ شد . امّا خداوند آنگاه كه مشيّتش اقتضا كرد توانگرى و آسايش حاصل از كار را به او بخشيد و زندگى سخت او را تأمين كرد و بدينترتيب ، او به چراندن گوسفندان و تدبير تجارت پرداخت . پس از آن نيز خداوند در روزى او گشايشى فراهم آورد و همسرى باوفا و مورد پسند به او داد . بدين سان خداوند انسانيّت رسول خود را