تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
بنت خويلد در آوردم » . با پايان خطبه ، مهتران قريش بر اين ازدواج گواهى دادند . از آنچه گذشت روشن مىشود كه آنكه از جانب خديجه عهده‌دار خطبه شد ، عمويش عمرو بن اسد بود كه پسر برادرش ورقة بن نوفل نيز با او همراهى مىكرد « 11 » .
هامش
( 11 ) - در اينجا دو نكته را متذكّر مىگرديم : الف - ما در بيان ميزان مهر به آنچه در خطبهء ابو طالب آمده است استناد كرده‌ايم ، در حالى كه در برخى كتب سيره چنين آورده‌اند كه رسول خدا ( ص ) مهر خديجه را بيست شتر قرار داد . بنابراين ميان اين دو روايت نوعى تعارض مشاهده مىشود كه براى رفع آن و براى جمع كردن ميان دو روايت ، دو طريق وجود دارد : يكى آنكه گروهى چنين ميان دو روايت جمع كرده‌اند كه آنچه در روايت دوّم ذكر شده ، مبلغى است كه رسول خدا ( ص ) خود به آن افزوده‌اند ، چه ، بزرگواران بر آنچه بر ايشان واجب و لازم است مىافزايند . ديگر آنكه مىتوان چنين گفت كه اصل مهر همان بيست شتر بوده و مقدار طلايى كه ابو طالب در خطبه خود ذكر كرده ميزان قيمت اين شترهاست . ب - مشهور و معروف آن است كه آنكه خديجه را به ازدواج رسول خدا ( ص ) در آورد ، عمويش عمرو بن اسد بود . در مقابل اين قول ، گفته شده است كه برادر خديجه عمرو بن خويلد اين كار را بر عهده گرفت . امّا روايت نخست روايتى مورد اعتماد است و به غير آن توجّه نمىشود . در اين ميان آنچه ابن اسحاق گفته است مبنى بر اينكه پدر خديجه ، خويلد او را به ازدواج پيامبر درآورد ، قولى نادرست مىباشد ؛ چه اينكه ، خويلد - بنا بر آنچه ثابت و مشهور است - قبل از نبرد فجار مرده بود و علاوه بر اين ، روايتى كه اين نظريّه در آن آمده ، دربر دارندهء اظهاراتى است كه از نادرست بودن و جعلى بودن آن حكايت دارد ؛ چه راويان اين سخن گفته‌اند : « پدر خديجه در اين هنگام مست بود و در همين حالت مستى با پيامبر سخن گفت و خطبه خواند و خديجه لباسى روى او انداخت و بر بدنش عطر ماليد . چون او از مستى به هوش آمد گفت : « اين لباس و اين عطر چيست ؟ » خديجه به او پاسخ داد : « تو مرا به ازدواج محمّد در آوردى » . امّا او انكار كرد ، ولى پس از آنكه محمّد را ديد ، با اين ازدواج موافقت كرد » . اينك جاى توجّه به اين حقيقت است كه عقل و عرف اين را نمىپذيرد كه مردى از اشراف عرب در حال مستى عقد ازدواجى را به اجرا در آورد و از سوى ديگر ممكن نيست ، ابو طالب كه مردى بزرگ و مسن بود و علاوه بر آن وكالت رسول خدا ( ص ) را در اجراى صيغهء عقد بر عهده داشت ، چنين كسى را طرف خطاب خود قرار دهد .