پاك و گوارا و هوايى عارى از آلودگيهاى شهر در اختيار داشتند ؛ چرا كه ساكنان روستا به هواى پاك و تميز نزديكترند تا ساكنان شهرها .
صاحب الروض الانف در اين باره مىگويد :
« امّا سپردن فرزندان خود از سوى قريش و ديگران به دايگان ممكن است به دلايلى صورت مىپذيرفته كه يكى از آنها فراغت زنان براى پرداختن به شوهران خود است » . همچنين ممكن است اين كار بدان سبب انجام مىشده تا كودك آنان در ميان اعراب باديهنشين تربيت شود و در نتيجه داراى زبانى فصيحتر و بدنى قويتر گردد . . . رسول اكرم در پاسخ ابو بكر كه گفته بود : « اى رسول خدا از تو فصيحتر نديدهام » فرمودند : « چه چيز مانع آن مىشود كه چنين باشم ، در حالى كه فردى از خاندان قريش هستم و در ميان بنى سعد شير خوردهام » .
به هر حال ، دلايلى از اين قبيل زنان را وادار مىساخت تا كودكان خود را به دايههاى عرب باديه نشين بسپارند تا فرزندانشان بر تحمّل هواى گرم و طاقت فرسا خو گيرند ، از نسيم صحرا بهره برند ، عادات باديه را فرا گيرند ، از تماس با خشونتهاى صحرا سختى و مقاومت يابند و در ميان جلوهها و راحتيهاى شهر زندگى نكنند و در معرض هيچ يك از رخدادهايى كه لازمهء زندگى دنياست - چون تحمّل سختيها و ديگر مقتضيات زندگى - قرار نگيرند تا در نتيجه قوى و توانمند شوند .
79 - در اين ميان دايههايى از بنى سعد بن بكر به مكّه آمدند و به جستجوى شير خوارانى پرداختند كه آنها را شير دهند . يكى از عادات اعراب آن بود كه هيچ دايهاى مزدى براى شير دادن نمىگرفت ، هر چند آنان هدايا و ارزاقى را از خانواده طفل مىپذيرفتند تا برخى از نيازهاى خود را از اين طريق برآورده سازند . آنان اين را براى خود ننگ مىشمردند كه از اجرت و حقوق معيّنى براى اين كار خود برخوردار شوند تا آنجا كه اين مثل در ميان اعراب شهرت و رواج يافت كه « زن آزاده مىميرد ولى از سينهء خود نمىخورد » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: حسين صابري
ص٢١٥