كه جامههاى خود را بر زمين مىكشيدند وارد شدند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از منبر فرود آمد و آنان را در آغوش گرفت و سپس فرمود : راست گفته است خدايى كه فرمود : « اموال شما و فرزندانتان صرفا وسيلهء آزمايشى بر شمايند » « 1 » ، به خداوند سوگند ، چون آنان را ديدم تاب نياوردم تا از منبر به نزد آنان پايين آمدم .
چون [ امام ] حسن عليه السّلام درگذشت ، محمّد بن حنفيه با چشمانى اشكآلود بر مزار او ايستاد و گفت : اى ابو محمّد روح و ريحان و بهشت آسايش « 2 » از آن تو باد و در اين هيچ شگفتىاى هم نيست ؛ كه تو نسل نبوت ، پرورشيافتهء رسالت ، شيرخورده از مام حكمت و يكى از دو مهتر جوانان بهشتى .
چون حسين بن على عليه السّلام كشته شد خاندان ربيع بن خثيم نزد او آمدند و [ با خود ] گفتند :
به خداوند سوگند ، از او سخنى بيرون مىكشيم . پس به او گفتند : حسين كشته شده است . امّا تنها با اشك به آنان پاسخ داد و گفت :
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
. « 3 »
عثمان بن حيان مرى كارگزار وليد بن عبد الملك در مدينه بود . او با عبد اللّه بن حسين و حسن بن حسين بسيار بدى كرد . چون از كار بر كنار شد آنان نزد او آمدند و گفتند : مىدانى كه ميان ما چه گذشته است ؛ اينك بركنارى تو همهء آنها را از ميان برده است . هرچه فرمان دارى بفرماى و هر حاجت كه دارى با ما فاش ساز . عثمان در خواستههاى خود به آنان پناه جست و آنان نيز هرچه را خواسته بود برآوردند . بعدها عثمان مىگفت : خداوند خود مىداند رسالت خويش را كجا قرار دهد . « 4 »
يكى از سخنوران نوشته است : چه توانم گفت درباره كسانى كه حجت خدا بر مردم هستند و دربارهء آنان سورهء
هَلْ أَتى
« 5 » نازل شده است و نيز اين آيه كه فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 15 سورهء تغابن :إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ- م .
( 2 ) . اشاره به آيهء 89 سورهء واقعه :فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ- م .
( 3 ) . بقره / 113 : خداوند روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف مىكردند ميان آنان داورى خواهد كرد .
( 4 ) . اشاره به آيهء 124 سورهء انعام :اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ- ت .
( 5 ) . اشاره به آيههاى 8 تا 10 سورهء انسان :وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً.
واحدى در اسباب النزول ( ص 251 ) آورده است كه شأن نزول اين آيه آن بود كه على بن ابى طالب عليه السّلام شبى نخلستانى را آبيارى كرد و به مزد اين كار مقدارى جو گرفت . آن جو را گرفت و يك سومش را آرد كرد و چيزى به اين آرد افزودند تا از آن غذايى كه حزيره ناميده مىشد بسازند . هنگامى كه اين غذا آماده شد بينوايى بر در خانه