تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
روز برانگيخته‌شدنش نامه وى را نيز به او بازگرداند تا خود آن را بخواند « 1 » و در آن نه حسنه‌اى را كه به جاى آورده مفقود بيند و نه گناهى را كه مرتكب نشده است ، بيابد . خداى او را به پرستش خويش ملزم نساخت مگر هنگامى كه از راهنمايى و راهبرىاش اطمينان يافت ، بهانه‌ها از او ستاند ، از اين رهگذر كه روزى او را تضمين كرد ، سپس به او وعده داد ، آن‌گاه هشدار داد ، فرمان داد و تعليم داد ؛
فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
. « 2 » عربى باديه‌نشين به انبوه مردم در هنگام حج نگريست و گفت : ستايش خدايى را كه همه را در شمار آورد و هيچ يك از آنان را فرونگذارد . « 3 » چون عبد الملك بن عمر بن عمر بن عبد العزيز « 4 » درگذشت ، عمر گفت : سپاس خدايى را كه مرگ را بر همهء آفريدگان مقرر ساخت و در اين امر همگان را برابر داشت و فرمود :
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 5 » . ابن عبدكان « 6 » گفته است : ستايش خدايى را كه عزت و الا ، قدرت متعالى ، نعمت‌هاى همه‌جا گستر و دلايل كامل شده بر همگان دارد ، نه او را همتايى است كه بر وى فزونى جويد و نه ضدى كه با او از در ستيز آيد . پس به اوست كه هيچ تدبيرى كاستى برندارد و تقدير همه تمام شود . او ديدگان را درمىيابد و هيچ ديده او را درنرسد و همو لطيف آگاه است . « 7 » ابراهيم بن عباس « 8 » گفته است : ستايش خدايى را كه صاحب نام‌هاى نكو و حكايت برتر است ، نه نگاهداشت بزرگى او را خسته كند و نه دانش خردى از او پوشيده ماند « 9 » ، « نگاه‌هاى
هامش
( 1 ) . اشاره به آيه‌هاى 13 و 14 سورهء اسراء :وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً * اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً- ت . ( 2 ) . غافر / 64 : بلندمرتبه و بزرگ است خدا ، پروردگار جهانيان . ( 3 ) . اشاره به آيه‌هاى 94 و 95 سورهء مريم :لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا * وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً- ت . ( 4 ) . عبد الملك بن عبد العزيز مردى درستكار و پرهيزگار بود و گفته‌اند پدرش با او رايزنى مىكرد . بنگريد به : تاريخ الخلفاء ، ص 240 - ت . ( 5 ) . آل عمران / 185 و انبياء / 35 : هر نفسى چشندهء مرگ است - ت . ( 6 ) . نام كامل او محمّد بن عبدكان است . كاتب حكومت طولونيان و مردى سخنور ، بديهه‌گو و اديب بود . ديوانى مشتمل بر چند رساله داشته است . بنگريد به : الفهرست ، ص 203 - ت . ( 7 ) . اشاره به آيهء 103 سورهء انعام :لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ- ت . ( 8 ) . نام كامل او ابو اسحاق ابراهيم بن عباس كاتب است . از شاعران سخنور و درستگوى بود و در روزگار تنى چند از خليفگان رياست ديوان رسائل را در اختيار داشت . بنگريد به : الفهرست ، ص 182 - ت . ( 9 ) . اشاره به آيهء 255 سورهء بقره :يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ