به سبب زيبارويى آن شوهر ديده ، به وى دلدادهتر بود . اين شوهر ديده از او پرسيد : سرورم ، چرا مرا نمىخرى ؟ گفت : به خداوند سوگند ، شيفتهء توام ، امّا آن دوشيزه مرا خوشايندتر است .
كنيز گفت : به خداوند سوگند ، ميان من و او تنها يك روز فاصله است . دوشيزه كه چنين شنيد گفت : اى بدكاره ! « نزد خداوندت ، يك روز به سان هزار سال است از آنچه شما مىشمريد » . « 1 » پس آن مرد به دليل حسن اين يك و پاسخ آن ديگرى هر دو را خريد .
فصل [ 5 ] : فرزندان
ابو العيناء گويد : پدرم به من گفت : خداوند مرا براى تو پسنديده ، ولى تو را براى من نپسنديده و ازاينرو تو را به پاسداشت من سفارش كرده است . من در پاسخ وى گفتم : امّا - به خداوند سوگند - همو تو را به كشتن من متهم داشته و فرموده است :
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ .
« 2 »
عمر بن عبد العزيز چون به فرزند خود عبد الملك مىنگريست مىگفت : راست گفت خداوند كه فرمود :
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ .
« 3 »
يكى در نكوهش فرزندان گفته است : در خردسالى پادشاهند و به بزرگسالى دشمن .
ابن عباس دربارهء آيهء
يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً
« 4 » گفته است : من شتران خويش را با هم جفت كردهام .
همو گويد : اين آيه دربارهء پيامبران نازل شد ، امّا پس از آن عموميت يافت ؛ [ مقصود از ]
يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً
لوط عليه السّلام است كه پسرى نداشت ، مقصود از
وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ
ابراهيم عليه السّلام است كه دخترى نداشت ، مقصود از
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً
نيز محمد صلّى اللّه عليه و إله است و مقصود از
وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً
هم عيسى عليه السّلام و يحيى عليه السّلام . « 5 »
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 47 سورهء حج :وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ- م .
( 2 ) . اسراء / 31 : از بيم تنگدستى فرزندان خود را مكشيد .
( 3 ) . تغابن / 15 : اموال شما و فرزندانتان صرفا آزمايشى هستند .
( 4 ) . شورى / 49 و 50 : به هركس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مىدهد . يا آنها را پسران و دخترانى توأم با يكديگر مىگرداند و هركه را بخواهد عقيم مىسازد .
( 5 ) . اين سخن ابن عباس در تنوير المقباس ( ص 410 ) با تفاوتى اندك آمده و همين نظريه دربارهء آيه در تفسير بغوى و خازن ( ج 6 ، ص 128 ) ، بىآنكه به ابن عباس نسبت داده شود ، آمده است - ت .