يكى از عربها گفته است :
لها حكم لقمان و صورة يوسف * و منطق داوود و عفة مريم
ولى سقم ايوب و غربة يونس * و احزان يعقوب و وحشة آدم « 1 »
فصل [ 12 ] : ديگر داستانهاى قرآن
ابن سماك « 2 » گفته است : در طلب مال برآمدم ، امّا قارون را به ياد آوردم ؛ سپس رياست طلبيدم ، امّا به فرعون انديشيدم ؛ آنگاه خواهان اقتدار شدم ، ولى عاد را به ياد آوردم ؛ سپس پارسايى را خواستم ، ولى به بلعم بن باعور « 3 » انديشيدم . سرانجام ديدم هيچچيز به سان يك دل پاك ، زبان راستگو و تن شكيبا انسان را به خدا نزديك نكند .
چون عمر بن عبد العزيز خواست فرزدق را بدان واسطه كه فسقى آشكار از او ديده شده بود به مدت سه روز تبعيد كند فرزدق گفت : « 4 »
اتنهرنى و توعدنى ثلاثا * كما وعدت لمهلكها ثمود « 5 »
اين خبر به جرير رسيد . او را بدان هجو كرد و گفت : « 6 »
هامش
( 1 ) . آن زن را حكمت لقمان ، سيماى يوسف ، سخندانى داوود و پاكدامنى مريم است .
و مرا بيمارى ايوب ، غربت يونس ، اندوه يعقوب و تنهايى آدم .
( 2 ) . نام كامل او ابو العباس محمّد بن صبيح وابستهء بنى عجل است . زاهد مشهور كوفىاى است كه كلامى خوش داشت و صاحب اندرز بود . با گروهى از مسلمانان صدر اسلام ملاقات داشته است . در سال 183 ق . در كوفه درگذشت . بنگريد به : الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 311 ق - ت .
( 3 ) . بلعم بن باعور مردى است كه در داستان موسى عليه السّلام از او ياد مىشود و گويند مردى عالم بود . امّا بعدها نعمت خداوند را انكار كرد . بنگريد به : تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 226 - ت .
( 4 ) . بيت را بنگريد در : ديوان الفرزدق ، ج 1 ، ص 184 . اين بيت در ديوان ياد شده با اندكى تفاوت و چنين روايت شده است :و اوعدنى فاجلنى ثلاثا * كما وعدت لمهلكها ثمودبه هرروى ، شاعر در اين بيت به آيهء 65 سورهء هود اشاره كرده است :فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ- ت .
( 5 ) . مرا مىرانى و سه روز مهلت مىدهى ، آنسان كه قوم ثمود تا هلاكت سه روز مهلت داده شدند ؟
( 6 ) . بيت را بنگريد در ديوان جرير ، ج 1 ، ص 128 - بيت در ديوان چنين روايت شده است :و شبهت نفسك اشقى ثمود * فقالوا ضللت و لم تهتد- ت .